گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٢ - تأثِیر پذِیرِی انسان از وقاِیعِی که در اطراف اوست
دست مِیآورد از خود اوست، اِین ِیک مبحث دقِیقِی است که انشاء الله در مباحث نفسِ انسان، ما به او مِیرسِیم.
”آنچه را که ما به دست مِیآورِیم، عبارت است از آنچه را که ما داشتهاِیم و در نفس بوده و وجود داشته است. نه اِینکه بعداً به او برسد و خارج از ذات او باشد. به عبارت دِیگر مسائلِی که در اِین دنِیا براِی انسان پِیدا مِیشود حکم کشف ِیک واقعِیّت را دارد نه حکم وضع و اِیجاد ِیک واقعِیت را، همۀ اِینها را کشف مِیکند.
اِین همان مقام اثبات است و همۀ اِینها کشف از ِیک ثبوتِی دارند که آنچه را که اِین نفس، در وهلۀ اول و در ازل به آن منوال قرار گرفته است، به چه کِیفِیتِی خواهد بود و انسان بر طبق همان کِیفِیّت حرکت و عمل مِیکند و جلو مِیرود تا به آن مبدأ و آن مراحلِی که در آن مراحل وجود داشته است برسد. اما غافل بوده و علم به علم نداشته و خودش را مشاهده مِیکند، ِیعنِی در واقع مِیبِیند که اِینطور بوده و الآن براِی او علم به علم پِیدا مِیشود.“
سؤال: ”پس صفات نباِید در ذات تأثِیر بگذارند؟“
جواب: ”صفات از نقطه نظر عالم کثرت، تأثِیر مِیگذارد. وقتِی که ما مِیگوئِیم: ذات، در مرتبهها باِید بگردد و همِینطور حرکت داشته باشد. شما، صفت را جدا مِیگِیرِید!! چطور مسائل صفات، در ذات تاثِیر نگذارند؟ اگر تاثِیر نگذارند که ذات نمِیتواند چرخش پِیدا کند“
سؤال: ”صفات در خود ذاتند و ذات آنها را بروز مِیدهد؟“
جواب: ”ذات، صفت را در مقام اجمال دارد و نه تقصِیل، ِیعنِی الآن آنچه را که در باطن و کمونش هست باِید ِیک صفتِی بِیاِید و اِین کمون را برگرداند اگر صفتِی نباشد اِین کمون را که برنمِیگرداند.“
تأثِیر پذِیرِی انسان از وقاِیعِی که در اطراف اوست
صفت با مسائل خارجِی ارتباط دارد. انسان خودش را که از مسائل خارجِی