گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣١ - بِیان مقام هو هوِیت و حقِیقت وجود
حقِیقت وجود که عبارت است از حقِیقِیة الحقائق و وجود بسِیط، ِیک حقِیقتِی است که آن حقِیقت، سارِی و جارِی در همۀ تعِینات است و حقِیقت همۀ تعِیّنات را تشکِیل مِیدهد. پس او دِیگر قابل اشاره نِیست، نه اشارۀ حسِیّه و نه اشارۀ عقلِیّه، همِین که شما مِیخواهِید اشاره کنِید به اِینکه اِین وجود است، خود شما هم با ظرف ذهنتان و نفستان و بدنتان، داخل در اِین حقِیقت قرار مِیگِیرِید. پس اشاره به چه مِیخواهِید بکنِید؟ انسان وقتِی اشاره مِیکند که ِیک شِیء را خارج از وجود خود در نظر بِیاورد و بعد به واسطۀ اشاره، او را از خود متماِیز کند. اِین کتاب، اِین دفتر، اِین قلم، اِین فرش، اِین دِیوار، امّا آِیا انسان مِیتواند به خودش هم اشاره کند؟ ِیعنِی انسان در ظرف وجود ذهنِی خودش به خودش اشاره کند، اشاره را به که مِیخواهد بکند؟ اشاره کننده کِیست و مشارالِیه کِیست و چِیست؟
همۀ اِینها ِیک امر واحد است. بنابراِین همِیشه در اشاره، ما نِیاز به تماِیز دارِیم؛ تماِیز و تغاِیرِی باِید فِیالبِین باشد. وقتِی که ما از حاقّ وجود و از حقِیقت وجود بحث مِیکنِیم دِیگر شِیئِی خارج از اِین حِیطه باقِی نمِیماند تا تغاِیر و تماِیزِی بِین اِین دو به وجود بِیاِید و محقّق شود. آن حاقّ و حقِیقت وجود همان مقام هوهوِیّت است.
”مقام هوهوِیّت[١] ِیعنِی مقامِی که فقط ضمِیر در آنجا، ِیک اشارۀ اجمالِیّه به آن مقام دارد، نه اِینکه اشارۀ رتبِی و واقعِیّه. خود اسمِ هو؛ را هم که ما در اِینجا به کار مِیبرِیم، استعاره و مجاز است. «او» ِیعنِی چه؟ و چون اسمِی را براِی تماِیز اِین مرتبه از مراتب دِیگر پِیدا نکردهاند بالاجمال لفظ «هو» را استعاره کردهاند تا ِیک حکاِیت اجمالِی نسبت به آن مرحلۀ عماء و مرحلۀ فناء و مرحلۀ لا اسم و لا رسم و مرحلۀ عدم
[١]ـ براِی اطلاع بِیشتر پِیرامون اِین مطلب به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ١٦٨ تحت عنوان شرح خصوصِیات عالم توحِید و مقام هوهوِیت در اشعار ابن فارض مراجعه شود.