گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٠ - سفارش ملاصدرا، راجع به کتمان اسرار از نااهل
فتظلموها[١] «و از اهلش هم منع نکنِید چون که به حکمت ظلم کردهاِید» فعلِیک بتقدِیسها عن «حالا شما باِید اِین حکمت را مقدس بشمارِی» الجلود المِیتة «و به هر کسِی ندهِی.»
سفارش ملاصدرا، راجع به کتمان اسرار از نااهل
ِیعنِی مِیخواهد بگوِید که اِین مطالب را به هر کسِی نگوئِید، اِینها را بخوان و براِی خودت نگهدار، لازم نِیست اِینها را همه جا مطرح کنِید. و إِیّاک و استِیداعها إلا للأنفس الحِیّة «بر تو باد که اِینها را به نفسهاِی حِیّ و زنده به ودِیعت بگذارِی» کما قرره «همانطورِی که حضرت اِینطور فرمودهاند» و أوصِی به «به آن وصِیت فرمودهاند» الحکماء الکبار أولِی الأِیدِی والأبصار و اعلم أنِی، ربّما تجاوزت عن الاقتصار «من از اقتصار تجاوز کردم» علِی ما هو الحق عندِی «بر اِینکه او، حق است پِیش من، پس ِیک قدرِی مطلب را طولانِیتر کردم» و اعتمد علِیه اعتقادِی «و بر آنچه اعتماد خودم بود فقط اعتماد نکردم» إلِی ذکر طرائق القوم «طرِیقههاِی قوم را هم بِیان کردم» نِیامدم فقط آن مسلک حق خودم را بِیان کنم آنها را هم، نقل کردم. و ما ِیتوجّه إلِیها و ما ِیرد علِیها «آن اشکالاتِی که بر آن متوجه مِیشود آنها را هم من گفتم» ثمَّ نبّهت علِیه فِی اثناء النقد و التزِیِیف والهدم و الترصِیف «بعد تنبِیه کردم در اثناء نقدِی که کردم ِیا تزِیِیفِی که کردم، هدمِی که کردم و اِینها را به شکل هم در آوردم» و الذبّ عنها بقدر الوسع و الإمکان «و ذبّ اِین مسائل، به قدر الوسع و امکان، رفع اشکال کردم و توجِیه کردم» و ذلک «چرا اِین کار را کردم؟» لتشحِیذ الخواطر بها و تقوِیة الاذهان من حِیث اشتمالها علِی تصورات غرِیبة لطِیفة «براِی اِینکه خواطر را با اِینها آماده کنم» ِیعنِی بگوِیم که مسائل دِیگرِی هم هست، ذهنها تِیز بشود، تند بشود، حادّ بشود، حدِید بشود، ذکاء براِی ذهن پِیدا بشود و اذهان تقوِیت
[١]ـ عوالِی اللئالِی، ج ٤، ص ٨٠.