گلشن اسرار - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٢ - هدف از حکمت متعالِیه رسِیدن به واقعِیت است؛ ِیعنِی شناخت توحِید و امام علِیه السلام
مطالب خودش به وجود مِیآورد و مِیگوِید: گرچه اِین مطالبِی که من اِینها را در اِین کتاب به نام، حکمت متعالِیّه نامِیدهام ولِی منظور من فقط بِیان ِیک سرِی مسائل نِیست بلکه مقدّمه است براِی رسِیدن به حاقّ و واقعِیّتِ اِینها و خواستم ِیک درِیچهاِی به سوِی عالم غِیب باز کنم و از آن انوارِی که خداوند نصِیب من کرده است دِیگران را هم بهرهمند کنم. لذا بحث و کنکاشِی که قبلاً در آراء فلسفۀ متفلسفهها داشتم، (ِیعنِی افرادِی که فقط به ِیک سرِی مطالبِی دلخوش بودند و مزاوله با ِیک سرِی مسائل فلسفِی داشتند) و در نقد و اِیراد و مطالب آنها، من عمر خودم را تلف کردم و صرفاً به نقد و اِیراد پرداختم همانطورِی که در ساِیر مطالب انسان به نقد و اِیراد مِیپردازد و در اِین قضِیّه، فرقِی بِین فقه و فلسفه و اصول و نحو و ساِیر حِرف و علوم نِیست. چطور اِینکه هر کسِی براِی خودش ِیک ذهنِیاتِی دارد و دلخوش است و با آن ذهنِیات به نقد آراء دِیگران مِیپردازد، (من هم عمر خودم را در اِین صَرف کردم تا اِینکه دِیدم اِینها چون راهِی به جاِیِی نمِیبرند و باِید باطن از جاِی دِیگرِی اشراب شود لذا با تمام وجود، خودم را معتکف در باب ولاِیت کردم و از آنها هر چه رسِید بدون چون و چرا قبول کردم).
”لذا تمام اِین بحثها و تمام اِین مباحثات فلسفِی، براِی شناخت امام علِیهالسّلام و شناخت توحِید است و رسِیدنِ به اِین حقِیقت که وجود حق، در ولِیّ مطلقش جلوه مِیکند و هر چه را که او بگوِید انسان باِید بپذِیرد و دِیگر توجِیه نکند و انسان به واسطۀ خواندن اِین مطالب، در مرحلۀ نقص، به کمال واقعِی نمِیرسد.“
انسان هنوز نقائص بسِیارِی دارد و باِید به ِیک رکن رکِین و ِیک حَبلِی که آن حبل، حبل متِین است و آن، قابل خدشه نِیست اعتماد کند و دِیگر در آنجا چون و چرا نباِید بکند. چون و چرا همه در مقدّمۀ موصله است وقتِی که فرد به ذِیالمقدّمه رسِید چون و چرا کردن در آنها، براِی انسان عِین ضرر و عِین خسران است. اِین ماحصل مطلب بود و هِیچگونه تنافِی بِین، حکمت و فلسفۀ متعالِیّه و بِین تمسک به