شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨ - ١ - ٤ نظم و اسلوب
نيز به قرائت و تجويد و نغمه آسمانى آن دل سپرده و آن گاه در زبان موزون قرآن و زيبايىهاى آن كاوشهاى فراوانى كرده است.
اگر از توجه ويژه اهلبيت عليهم السلام نسبت به زيبايىهاى همهجانبه قرآن- كه همپاى قرآن بالندگى داشته است- بگذريم، شايد آثارى چون مجاز القرآن از ابوعبيده معمر بن المثنى (م ٢٠٩ ق)، معانى القرآن اثر يحيى ابو زكريا فرّاء ديلمى (م ٢٠٨ ق) و تأويل مشكل القرآن دستاورد ابن قتيبه ابو محمد عبد اللّه (م ٢٧٦ ق)، از نخستين آثار كلاسيك به شمار آيند كه در بحث اسلوب قرآن و سبك ويژه آن نگاشته شدهاند.
ابوعبيده، پس از مقايسه تعابير لطيف و وجوه نظم قرآن با ادبيات رايج عرب، تأكيد مىورزد كه نمىتوان براى قرآن نظيرى يافت. فرّاء، از تركيب و اعراب قرآن سخن مىراند و به كنايه، استعاره، تشبيه، مجاز و التفات آن مىپردازد و به نغمه شيواى الفاظ قرآن و نظم و وزن و اثر شگرف آن در حسّ برون و ضمير نهان انسان عنايت مىكند. ابن قتيبه نيز به نوبه خود بر نظم زنجيرهاى واژگان، روانى، شيرينى و خوشگوارى، رسانايى و تأثير شگفت آن در دل آدميان تأكيد مىورزد و مىگويد:
خداوند، قرآن را با نظم شگفتش تمايز بخشيد و ... چنان كرد كه همى خوانده مىشود و هيچ ملالى نمىآورد؛ همى شنيده مىشود، ولى گوشها آن را ناخوش نمىدارند؛ تر و تازه و سرزنده است و با فزونى و تكرار قرائت، كهنه و فرسوده نمىشود ....[١]
در همين روزگار است كه جاحظ، اديب و دانشمند معتزلى، براى نخستين بار اثرى مستقل به نام نظم القرآن مىنگارد.[٢] همچنانكه ابوسعيد عبد الملك اصمعى (م ٢١٣ ق) و ابوعبيد قاسم بنسلّام (م ٢٢٣ ق) نيز از كسانى به شمار مىآيند كه در
[١]. تأويل مشكل القرآن: ص ١١.
[٢]. مذاهب التفسير الاسلامى: ص ١٤٤.