شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١ - ١ - ٥ تصويرپردازى
طباطبايى و مطابق نظريه نظم عبد القاهر، الفاظ بايد جزء به جزء و ذره به ذره مطابق با معانى تنظيم شوند، و آن دو نيز بايد با امور واقع مطابقت كنند. بنا بر اين، برترين سخن آن است كه در آن، خوشگوارى لفظ، استوارى سبك و اسلوب و رسانايى معنا، با هم گرد آيند و هيچ اختلافى ميان اجزاى سخن نباشد.[١] اين همان چيزى است كه در كار شگفت قرآن جلوه مىكند. قرآن، ترجمان حقيقتهاى برين و متعالى است نه رسالهاى خيالپردازانه و احساسبرانگيز؛ اما اين نصّ واقعنما، در تبيين حقيقت، آن سان از آرايههاى چشمگير و آذينهاى هوشبر، بهره دارد كه بىاختيار مخاطبان خويش را به ژرفاهاى معنا سوق مىدهد و عينيت معانى را در منظر آنان به تصوير و تجسيم مىآورد و حسّ برون و شعور درون آنان را تحريك و تسخير مىكند.
طيبى در سده هشتم در ذيل آيه
«فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ.[٢]
سقف از بالاى سر آنها، بر آنها فرو ريخت»
مىنويسد: در اين سخن، با اطناب عبارت «مِنْ فَوْقِهِمْ»- كه با وجود واژه سقف، به ظاهر غير لازم مىنموده است- آن رويداد دهشتناك را به تصوير آورده است؛ ليصوّر الحالة الفظيعة الهائلة ....[٣]
آيه
«فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ ....[٤]
در شهر، نگران و چشمانتظار شب را به صبح رساند».
[١]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١ ص ٧٢.
[٢]. نحل: آيه ٢٦.
[٣]. التبيان فى تفسير القرآن: ج ٦ ص ٣٧٤.
[٤]. قصص: آيه ١٨.