شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥ - تمثيل
«كَلَّا إِنَّها لَظى\* نَزَّاعَةً لِلشَّوى\* تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى.[١]
امّا هرگز چنين نيست، شعلههاى سوزان آتش است. دست و پا و پوست سر را مىكند و مىبَرَد. و كسانى را كه به فرمان خدا پشت كردند، صدا مىزند».
«إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً.[٢]
هنگامى كه اين آتش آنان را از مكانى دور ببيند، صداى وحشتناك و خشمآلودش را كه با نفس زدن شديد همراه است مىشنويد».
«إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ\* تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ.[٣]
هنگامى كه در آن افكنده شوند، صداى وحشتناكى از آن مىشنوند و اين در حالى است كه پيوسته مىجوشد. نزديك است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود».
تمثيل
تمثيل، خود از انواع تشبيه است و داراى آثارى ويژه است.
«وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى.[٤]
براى خداوند نمونه والايى است».
زَمَخشَرى، مؤلّف الكشّاف، هنگام شرح آيات ١٧- ٢٠ از سوره بقره:
«مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ.
مَثَل آنان، همانند كسى است كه آتشى افروخت و وقتى آتش شعلهور شد ...».
مىگويد: خداوند براى آن كه صفات منافقان را آشكار سازد، مَثَل مىآورد؛ چرا كه مَثَل، در روشن كردن معانى و پردهبرداى از حقايق، بسيار مؤثر است؛ به گونهاى كه موضوعات تخيلآميز، به صورتى محقّق و عينى مشاهده مىشوند.[٥]
[١]. معارج: آيه ١٥- ١٧.
[٢]. فرقان: آيه ١٢.
[٣]. ملك: آيه ٨- ٩.
[٤]. نحل: آيه ٦٠.
[٥]. الكشّاف: ج ١ ص ١٩٦- ١٩٧.