شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٢ - تحليل ديدگاهها
هدايت و از گناهش صرف نظر كرد، «هادى» و «تواب» ناميده مىشود؛ بر خلاف علم و قدرت و حيات كه صفات ذات اند و بدون آنها ذات، تماميت ندارد. از اين رو خداوند نيز در آيات زير اين گونه صفات و افعال خود را زمانى دانسته است:
«وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي.[١]
وقتى موسى به ميقات ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، موسى گفت:
پروردگارا، خود را به من نشان بده تا ببينم. فرمود: هرگز مرا نمىبينى».
و نيز فرمود:
«وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً.[٢]
من تو را از پيش آفريدم، و تو چيزى نبودى».
و:
«فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ.[٣]
خدا به آنان گفت: بميريد. سپس آنها را زنده كرد».
بنا بر اين، كلام خدا همانند ديگر صفات فعلى او از افعال زمانى به شمار مىروند و اطلاق قدم بر آنها درست نيست.[٤]
علامه طباطبايى در تعريف ديگرى از كلام و در تلاش براى تعميم گستره آن، كلام را قابل اطلاق بر هر معلولى نسبت به علتش مىشمرد و در نتيجه، كلام در اين تعريف، امرى حقيقى و نه اعتبارى است. از اين منظر، هر صفت ذاتى براى هر چيزى، كلام اوست؛ چون از مكنون ذات او كشف و پردهبردارى مىكند، و اين همان معنايى است كه فلاسفه از صفت ذاتى اراده مىكنند.[٥] با اين بيانها روشن شد
[١]. اعراف: آيه ١٤٣.
[٢]. مريم: آيه ٩.
[٣]. بقره: آيه ٢٤٣.
[٤]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٤ ص ٢٤٧- ٢٥٠.
[٥]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٤ ص ٢٤٨- ٢٤٩.