شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٣ - تحليل ديدگاهها
كه واژه «كلام»، داراى دو اطلاق لفظى و فعلى است و به دو فعل الهى اشاره دارد و جامع آنها اين است كه اين افعال از منبع جمال الهى نشئت گرفته و نشاندهنده كمال الهى اند.
علامه طباطبايى در ضمن نتيجه گيرى از مجموع مطالب گذشته، معتقد است كه اين بحث، همان گونه كه در روايات بدان اشاره شده، امرى لغو و بيهوده است و قرآن كريم بدان جهت كه عبارت است از آياتى خواندنى، و بر معانى ذهنى دلالت مىكند، مانند ساير كلمات، امرى است صرفاً اعتبارى و در اين صورت، قرآن نه حادث است و نه قديم؛ زيرا حدوث و قدم، وصف امور حقيقى است نه امور اعتبارى؛ اما به لحاظ حدوث اصوات كه معنون به عنوان كلام و قرآن اند، حادث است؛ و بدان جهت كه معارفى است حقيقى، در علم خدا، مانند علم خدا به ساير موجودات، قديم خواهد بود؛ چون خود خدا قديم است. بنا بر اين، معناى قديم بودن قرآن اين مىشود كه علم خدا، قديم است. بر اين اساس، كسى كه قائل به قدم قرآن است، چنانچه مرادش از قرآن، حروفى باشد كه خواندنى است و صوتهايى كه تركيب يافته و دال بر معانى خويش است و مىخواهد بگويد چنين قرآنى مسبوق به عدم نبوده، اين كلامش بر خلاف وجدان خودش است؛ اما اگر مقصودش اين است كه خدا عالِم به آن بوده و به عبارت ديگر علم خدا به قرآن قديم است، ايرادش اين است كه اولًا اين اختصاص به قرآن ندارد؛ بلكه علم خدا به تمامى موجودات قديم است؛ چون ذاتش قديم است و علمش هم كه در اين بحث، علم ذاتى اوست، عين ذات اوست.[١]
[١]. الميزان فى تفسير القرآن: ج ١٤ ص ٢٤٩- ٢٥٠.