شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٧
كنار حافظه و تخّيل به آنها پاسخ مىدهد. غدّه هيپوفيز نيز كه از غده تالاموس فرمان مىگيرد، به محركهاى صوتى پاسخ مىدهد و موجب بروز ترشحاتى مىشود كه نتيجه آن آزاد سازى مادهاى آرامبخش به نام آندروفين است. از آن جا كه مهمترين اثر ماده مذكور، تسكين درد و انبساط و شادى در انسان است مىتوان به ارزش قرآندرمانى پى برد كه عملًا موجب آزادسازى ماده اندروفين مىشود.[١]
جمعبندى نهايى
در يك جمعبندى كلى مىتوان گفت كه رسالت اصلى قرآن، درمان بيمارىهاى روحى و رذايل اعتقادى، اخلاقى و رفتارى است. با اين وجود، روايات پر شمارى در باره درمان بيمارىهاى جسمى با قرآن به دست ما رسيده كه اگرچه سند و محتواى دستهاى از آنها خدشهپذير است، اما اصل موضوع به دليل روايات فراوان و نيز تجربه عملى، مسلّم و محرز است. البته به نظر مىرسد ميزان تأثير قرآن در درمان، متناسب با مراتب ايمان، اخلاص و يقينِ تلاوتكننده قرآن است و از اين رو كسانى كه در مراتب برترى قرار دارند بيشتر نتيجه مىگيرند؛[٢] چنان كه در روايتى
[١].« قرآن درمانى و تأثير سحرانگيز آن»، روزنامه كيهان شماره ١٩٣٠٨( مورّخ ٢٧/ ٧/ ١٣٨٧).
[٢]. يكى از نمونههاى قطعى و روشن نقش قرآن در درمان بيمارىهاى جسمى ماجرايى است كه آية اللَّهسيد جعفر سيّدان براى اين جانب( رى شهرى) نقل كردند. ايشان فرمود:
در ايّام تحصيل[ در مشهد]، غدّهاى پشت گردنم در آمده بود كه مختصرى درد مىكرد. براى معالجه نزد دكتر شاملو( پدر پروفسور شاملو) رفتم و در همان ايّام، در درس اشارات آقا شيخ مجتبى قزوينى- كه در منزل تدريس مىكرد- شركت مىكردم. روزى سرِ درس به دليل درد آن مكرّر به گردنم، دست مىكشيدم. پس از پايان درس، ايشان فرمود: بنشين با تو كارى دارم ...! و فرمود:« چرا اين قدر به گردنت دست مىكشى؟» جريان را گفتم. ايشان انگشت خود را بر اطراف آن غدّه گذاشت و گفت:« أعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم.« أَمْ أَبْرَمُواْ أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ؛ يا در كارى پاى فشردهاند، ما نيز پاى مىفشاريم»( زخرف: آيه ٧٩)». جملهاى هم اضافه كرد كه نفهميدم. از منزل ايشان كه بيرون آمدم، هيچ اثرى از آن غدّه نبود.