شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - د - شاعرى
پيامبر فرمود: سپاس از آن خداوند است. او را مىستاييم و از او درخواست كمك مىكنيم. كسى را كه خدا هدايت كند، هيچ گمراه كنندهاى نخواهد داشت و آن كه خدا گمراهش گرداند، هيچ هدايتگرى برايش نخواهد بود. گواهى مىدهم كه معبودى جز خدا نيست. گواهى مىدهم كه محّمد، بنده و فرستاده اوست.
ضمام گفت: اين جملات را برايم تكرار كن. پيامبر برايش سه بار تكرار كرد.
ضمام گفت: من گفتههاى پيشگويان، ساحران و شاعران را شنيدهام، امّا مانند اين سخنان را نشنيدهام. اينها به ژرفايى دريايند. دستت را بده تا از جانب خودم و از جانب قومم، با تو بر اسلام بيعت كنم. پيامبر دستش را به سوى او دراز كرد و او اسلام آورد و براى اسلام آوردن قومش نيز دست بيعت داد.
ج- كِهانت[١]
«پس اندرز ده كه تو به لطف پروردگارت، نه كاهنى و نه ديوانه».
«و نه گفتار كاهنى [كه] كمتر، [از آن] پند مىگيريد».
ر. ك: ص ١٠١ (جادو).
د- شاعرى
قرآن
«بلكه گفتند: «خوابهاى شوريده است؛ [نه،] بلكه آن را بر بافته؛ بلكه او شاعر است. پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد، بايد براى ما نشانهاى بياورد».
«و مىگفتند: آيا ما براى شاعرى مجنون، دست از خدايانمان برداريم؟!».
[١]. كهانت: فالگويى؛ پيشگويى.