شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٥ - ه - افسانهپردازى
[قرار دادهايم]، و اگر هر معجزهاى را ببينند، به آن ايمان نمىآورند، تا آن جا كه وقتى نزد تو مىآيند و با تو جدال مىكنند، كسانى كه كفر ورزيدند، مىگويند: اين [كتاب]، چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست»-: مىگويند: جمعى از مشركان مكّه، از جمله نضر بن حارث و ابو سفيان بن حرب و وليد بن مُغَيره و عُتبة بن ربيعه و برادرش شَيبه و ديگران، در كنار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله- كه مشغول خواندن قرآن بود- نشستند. سپس به نضر گفتند: محمّد، چه مىگويد؟
نضر گفت: افسانههاى پيشينيان را [مىگويد]، مانند همان افسانههايى كه من در باره گذشتگان، برايتان حكايت مىكنم.
پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد.
٣٥٣ تفسير الطبرى- به نقل از ابن عبّاس-: نضر بن حارث بن كَلَدة بن عَلقَمة بن عبد مناف بن عبد الدار بن قُصَى، از شيطانهاى قريش بود. او به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آزار و اذيّت مىرسانْد و با ايشان، آشكارا دشمنى مىنمود. وى به حيره رفته و در آن جا، تاريخ پادشاهان ايران و داستانهاى رستم و اسفنديار را آموخته بود.
بنا بر اين، هر گاه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جايى مىنشست و از خدا ياد مىكرد و در باره عذابهايى كه خداوند بر سر امّتهاى پيشين آورده بود، براى قومش مىگفت، چون بر مىخاست و مىرفت، نضر به جاى او مىنشست و مىگفت: اى قريش! به خدا سوگند كه من، داستانهايى خوشتر از داستانهاى او برايتان مىگويم. پس بياييد كه من، سخنانى نيكوتر از سخنان او براى شما مىگويم.
آن گاه، از پادشاهان ايران و رستم و اسفنديار، براى آنها حكايت مىكرد. سپس مىگفت: داستانهاى محمّد، خوشتر از داستانهاى من نيست.
بدين سبب، خداوند- تبارك و تعالى-، هشت آيه از قرآن را در باره نضر، فرو فرستاد. آيه: «چون آيات ما بر او خوانده شود، مىگويد: افسانههاى پيشينيان است» و تمام آياتى كه در آنها تعبير «افسانهها» آمده است.