شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ١ - ٢ بهگزينى واژگان
سيوطى نيز از ابن عطّيه نقل مىكند كه اگر كلمهاى از قرآن را برداريم و در زبان عرب براى آن مترادفى جستجو كنيم، واژهاى نخواهيم يافت كه با جايگزينى آن، بيان خارقالعاده قرآنى آسيب نبيند.[١]
ظرافتهاى بىشمار و تحسينبرانگيز در سوره حمد نيز متبلور است. در اين سوره، آغاز سخن به صورت غايبانه در وصف خداوند صورت مىگيرد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ\* الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ\* مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ.
تمامى ستايش از آن پروردگار جهانياناست؛ خداى مهربان و آمرزنده، دارنده روز جزا».
سپس بر اثر توجه به خداوند و صفات كمال، ربوبيت و رحمت گسترده او، پرستشگر الهى خود را در حضور بارگاه خداوند مهربان مىيابد. از اينرو، بىاختيار سخن غايبانه به گفتگوى حضورى بدل مىشود (التفات از غيبت به حضور):
«إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ.
خدايا، ما فقط دل در گرو تو داريم و تو را مىپرستيم و تنها از تو يارى مىجوييم».
آن گاه در مقام نيازخواهى، جلب همه خوبىها و دفع همه بدىها را از او مىخواهد:
«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ\* صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ.
خدايا، ما را به راه استوار و راستى رهنمون باش؛ راه آنان كه بر ايشان نعمت ارزانى داشتهاى».
در اين درخواست نيز سخن به نهايت دقت ادا مىشود. وقتى سخن از احسان خدا بر پاكان مىرود، فعل به صورت معلوم و با انتساب به خداوند آورده مىشود؛ ولى آن گاه كه سخن از ناراستان مىرود، با صيغه مفعولى «مغضوب عليهم» و صفت
[١]. الإتقان فى علوم القرآن: ج ٢ ص ٢٥٧.