شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١١ - ٥/ ٦ زيد بن حارثه و انفاق كردن اسب محبوبش در راه خدا
٦٠٤ تفسير القُرطُبى- به نقل از زيد بن اسلَم-: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: از آنچه خدا به تو آموخته است، به من بياموز.
پيامبر صلى الله عليه و آله او را به مردى وا گذاشت تا تعليمش دهد. آن مرد، سوره «إِذا زُلْزِلَتِ» را به او آموخت و چون به اين جا رسيد كه: «هر كس به اندازه ذرّهاى نيكى كند، آن را مىبيند، و هر كس به اندازه ذرّهاى بدى كند، آن را مىبيند»، مرد گفت: همين، مرا بس است.
آن كه به او تعليم مىداد، موضوع را به اطّلاع پيامبر صلى الله عليه و آله رساند. ايشان فرمود: «رهايش كنيد، كه او دانا شد».
٦٠٥ تفسير القُرطُبى- به نقل از مُطّلب بن حَنطَب-: باديهنشينى از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيد كه اين آيه [:
«هر كس به وزن ذرّهاى نيكى كند، آن را مىبيند، و هر كس به وزن ذرّهاى بدى كند، آن را مىبيند»] را مىخواند. گفت: اى پيامبر خدا! حتّى به وزن ذرّهاى؟! فرمود: «آرى».
باديهنشين، چند بار گفت: وا مصيبتا!
سپس برخاست در حالى كه همچنان اين جمله را مىگفت، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «ايمان، در دل باديهنشين، وارد شد».[١]
٥/ ٦ زيد بن حارثه و انفاق كردن اسب محبوبش در راه خدا
٦٠٦ تفسير الطبرى- به نقل از ايّوب و ديگران-: هنگامى كه آيه: «هر گز به نيكوكارى نرسيد تا از آنچه دوست داريد، انفاق كنيد» نازل شد، زيد بن حارثه، اسبى را كه مورد علاقهاش بود، آورد و گفت: اى پيامبر خدا! اين، در راه خدا باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن را در اختيار اسامة پسر زيد قرار داد. گويى زيد [گمان برد كه پيامبر صدقهاش را نپذيرفته و از اين رو آن را به پسرش بازگردانده است، پس] دلگير شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله چون احساس او را فهميد، فرمود: «بدان كه خدا، آن را [از تو] پذيرفت».
[١]. شايد اشاره به اين آيه شريف باشد كه:[« برخى از] باديهنشينان گفتند:« ايمان آورديم». بگو: ايمان نياوردهايد؛ ليكن بگوييد:« اسلام آورديم»، و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است»( حجرات: آيه ١٤).