شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣ - ١٠/ ٦ پنهان ماندن بخشى از كتابهاى آسمانى توسط گروهى از اهل كتاب
را غرق ساخت، و ابر را بر شما سايهافكن نمود، و گزانگبين و گوشت بلدرچين برايتان فرو فرستاد، سوگند مىدهم: آيا در كتابتان، حكم سنگسار براى زناى مُحصنه آمده است؟».
ابن صوريا گفت: آرى[١]. سوگند به كسى كه مرا به او سوگند دادى، اگر بيم آن نبود كه چنانچه دروغ بگويم يا تحريف كنم، صاحب تورات، مرا مىسوزانَد، قطعاً برايت اعتراف نمىكردم؛ امّا- اى محمّد به من بگو اين حكم در كتاب تو، چگونه است؟
فرمود: «هر گاه چهار نفر عادل، شهادت دهند كه مردى در زنى، آن گونه دخول كرده است كه ميل در سرمهدان داخل مىشود، در اين صورت، مرد را بايد سنگسار كرد».[٢]
ابن صوريا گفت: در تورات نيز خداوند، همين گونه بر موسى، نازل كرده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «نخستين بار چه شد كه اين فرمان خدا را تغيير داديد؟».
ابن صوريا گفت: چنان بوديم كه هر گاه بزرگى زنا مىكرد، كارى به او نداشتيم و چنانچه بيچارهاى زنا مىكرد، او را حد مىزديم. بنا بر اين، زنا در ميان اشراف و بزرگان ما فزونى يافت، تا جايى كه پسرعموى يكى از پادشاهان ما زنا كرد و او را سنگسار نكرديم.
سپس مرد ديگرى زنا كرد، و چون پادشاه خواست كه سنگسارش كند، قومش به پادشاه گفتند: نمىگذاريم، مگر آن كه فلانى را هم سنگسار كنى. مقصودشان، همان پسرعموى پادشاه بود. پس گفتيم: بياييد جمع شويم و چيز ديگرى به جاى سنگسار كردن بگذاريم كه در باره شريف و پَست، هر دو، اجرا شود. پس حكم تازيانه زدن و سياه كردن را وضع كرديم، به اين ترتيب كه مرد و زن زناكار را چهل تازيانه مىزنند، سپس صورتشان را سياه مىكنند و آن دو را به صورت وارونه، بر دو الاغ مىنشانند و در شهر مىگردانند. بدين سان، اين حكم را جاىگزين سنگسار كردند.
يهوديان به ابن صوريا گفتند: چه زود، حقيقت را به او گفتى! تو شايستگى آنچه را كه در بارهات [از تعريف و تمجيد] گفتيم، نداشتى؛ امّا چون خودت حضور نداشتى، دوست نداشتيم كه پشت سرت بد بگوييم!
ابن صوريا گفت: او مرا به تورات، سوگند داد، وگر نه، حقيقت را به او نمىگفتم.
[١]. در تورات كنونى، در اصحاح بيست و دوم از سفر تثنيه، حكم سنگسار آمده است.
[٢]. روشن است كه اين حكم در متن قرآن نيست و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم نفرمود كه آن در قرآن است؛ بلكه فقط حكم آن را بيان فرمود؛ حكمى كه جبرئيل آن را بر حضرت فرود آورده بود. و البته مقبول همگان است كه تمام آنچه جبرئيل بر پيامبر نازل مىكرده است، جزو قرآن نيست، هر چند جزو احكام و آموزههاى خداوند متعال هست.