شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٥ - نكته
٤٢٧ تفسير القمّى: [در باره] اين سخن خداوند: «كنيزان خود را در صورتى كه خواهان عفّت اند، به زنا وادار نكنيد». فرمود: عربها و قريش، كنيزان را مىخريدند و بر آنها ماليات سنگينى مىبستند. مىگفتند: برويد و زنا كنيد و درآمد كسب كنيد. خداوند عز و جل آنها را از اين كار، باز داشت و فرمود: «كنيزان خود را به زنا وادار نكنيد». تا اين جاى سخن خداى متعال: «آمرزشگر مهربان است»؛ يعنى: اگر كنيزان به زور وادار به زنا شدند، خداوند متعال، آنها را مؤاخذه نمىكند.
در روايت ابو الجارود از امام باقر عليه السلام آمده است: اين آيه نسخ شده و آن را آيه:
«اگر مرتكب فحشا شدند، بر آنها نيمى از آن [كيفرى] است كه بر زنان شوهردار است» نسخ كرده است.
نكته
آيه اوّل مورد بحث (آيه ٣٣ سوره نور) ناظر به وادار كردن (اكراه) كنيزان به بدكارى است و موضوع آن با موضوع آيه دوم (آيه ٢٥ سوره نساء) كه ناظر به بدكارى اختيارى كنيزان است، متفاوت است و از اين رو، نمىتوان نسبت دومى را با اوّلى، نسخ اصطلاحى دانست كه شرط آن اين است كه حكم ناسخ و حكم منسوخ، به يك موضوع مربوط باشد. بنابر اين، احتمال مىرود مقصود از نسخ، اين است كه در روزگار جاهلى و آغاز پيدايش اسلام، امكان وادار كردن كنيزان از سوى مالكان مشرك و زورگوى آنان بوده است و از اين رو، حكم آن بايد مشخص مىشده است؛ اما با قدرت گرفتن اسلام، ديگر زمينه اكراه، از ميان رفته و به حكمى براى موضوع بدكارى اختيارى نياز بوده است و در واقع، آيه دوم ناظر به نسخ موضوع و زمينه حكم قبلى است، نه نسخ حكم قبلى.