شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٥ - ١٠/ ٣ مژده دادن پيامبران و كتابهاى آسمانى
اسماعيل عليه السلام است. او من و شما را تصديق مىكند و مىپذيرد».
٤٩٥ عيون أخبار الرضا عليه السلام- به نقل از صفوان بن يحيى، فروشنده لباس شاپورى-: ابو قُرّه، دوست جاثَليق،[١] از من خواست كه او را خدمت امام رضا عليه السلام ببرم. من در اين باره، از ايشان اجازه خواستم. فرمود: «او را بياور».
چون بر امام عليه السلام وارد شد، فرش زير پاى ايشان را بوسيد و گفت: وظيفه دينى ما اين است كه با بزرگان زمان خود، چنين رفتار كنيم.
سپس افزود: خداوند، كار تو را به سامان دارد! چه مىگويى در باره فرقهاى كه ادّعايى دارند و فرقهاى ديگر بر حقّانيت آن فرقه در ادّعايشان، گواهى مىدهند؟
فرمود: «ادّعايشان ثابت است».
ابو قُرّه گفت: فرقهاى ديگر، ادّعايى دارند؛ امّا [براى اثبات ادّعايشان،] شاهدى از غير خودشان، پيدا نمىكنند.
فرمود: «ادّعايشان مردود است».
ابو قُرّه گفت: پس ما ادّعا مىكنيم كه عيسى، روح خدا و كلمه اوست كه آن را [در رحِم مريم] قرار داد، و مسلمانان، در اين ادّعا با ما موافق اند و مسلمانان، ادّعا مىكنند كه محمّد، پيامبر است؛ ولى ما با اين ادّعاى آنها، موافقت نداريم. بديهى است كه آنچه همه ما بر آن اجماع داريم، بر آنچه در آن اختلاف داريم، برترى دارد.
امام رضا عليه السلام فرمود: «نام تو چيست؟». گفت: يوحنّا.
فرمود: «اى يوحنّا! ما به آن عيسى بن مريم عليه السلام و روح خدا و كلمه او ايمان داريم كه به محمّد، ايمان داشت و مژده آمدن او را مىداد و خود را بنده و مربوب مىدانست. پس اگر عيسايى كه تو او را روح و كلمه خدا مىدانى، همانى نيست كه به محمّد صلى الله عليه و آله ايمان داشته و به ظهور او بشارت داده و به بنده بودن خود و ربوبيّت خداوند عز و جل اقرار داشته است، ما از او بيزاريم. پس كجا اجماع داريم؟».
ابو قُرّه برخاست و به صفوان بن يحيى گفت: برخيز كه اين مجلس، به ما سودى نبخشيد!
٤٩٦ التوحيد- به نقل از حسن بن محمّد نوفلى، در بيان مناظره امام رضا عليه السلام با پيروان اديان و فرقههاى گوناگون-: جاثليق [به امام رضا عليه السلام] گفت: در باره پيامبرىِ عيسى عليه السلام و كتاب
[١]. جاثليق: واژهاى است يونانى به معناى سَراسقف.