شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٩ - الف - نهى از گوش دادن به قرآن
٣٥٦ تفسير القمّى: سپس خداوند عز و جل نقل قول كرد و فرمود: «و كسانى كه كافر شدند، گفتند: اين نيست»، يعنى قرآن نيست، «مگر دروغى كه آن را بر بافتند و گروهى ديگر، به او بر آن، يارى كردهاند». آنها گفتند: اين چيزى كه محمّد مىخوانَد و ما را از آن، خبر مىدهد، در واقع، آن را از يهود مىآموزد و از قول دانشمندان نصارا مىنويسد. آن را از مردى به نام ابن قُبَيطه [آموخته و] مىنويسد و هر صبح و شام، از سخنان او نقل مىكند.
پس خداوند، سخن آنها را [در دو آيه] نقل و آن را رد مىكند و مىفرمايد: «و كسانى كه كفر ورزيدند، گفتند: اين [كتاب]، جز دروغى كه آن را بر بافته، [چيزى] نيست» تا [آخر آيه بعد:] «هر صبح و شام»، و در ردّ اين سخن آنان مىفرمايد: «بگو» به آنان- اى محمّد- كه: «آن را كسى نازل ساخته است كه رازِ نهانها را در آسمانها و زمين مىداند، و هموست كه همواره، آمرزنده مهربان است».
٧/ ٢ توطئهها
الف- نهى از گوش دادن به قرآن
قرآن
«و كسانى كه كافر شدند، گفتند: «به اين قرآن، گوش مدهيد و سخن لغو در آن بيندازيد. شايد پيروز شويد»».
«آگاه باشيد كه آنان، دل مىگردانند [و مىكوشند] تا [راز خود را] از او نهفته بدارند. آگاه باشيد آن گاه كه آنان، جامههايشان را بر سر مىكشند، [خدا] آنچه را نهفته و آنچه را آشكار مىدارند، مىداند».
حديث
٣٥٧ إعلام الورى- به نقل از على بن ابراهيم-: اسعد بن زُراره و ذَكوان بن عبد قيس- كه هر