شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣ - ه - افسانهپردازى
ه- افسانهپردازى
قرآن
«و برخى از آنان، به تو گوش فرا مىدهند؛ ولى ما بر دلهايشان، پردهها افكندهايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان، سنگينى [قرار دادهايم]، و اگر هر معجزهاى را ببينند، به آن ايمان نمىآورند، تا آن جا كه وقتى نزد تو مىآيند و با تو جدال مىكنند، كسانى كه كفر ورزيدند، مىگويند: اين [كتاب]، چيزى جز افسانههاى پيشينيان نيست».
«و چون آيات ما بر آنان خوانده شود، مىگويند: «به خوبى شنيديم. اگر مىخواستيم، قطعاً ما نيز همانند اين را مىگفتيم. اين، جز افسانههاى پيشينيان نيست»».
«چون آيات ما بر او خوانده شود، مىگويد: افسانههاى پيشينيان است».
«و چون به آنان گفته شود: «پروردگارتان، چه چيز نازل كرده است؟»، مىگويند: افسانههاى پيشينيان است».
«و گفتند: افسانههاى پيشينيان است كه آنها را براى خود، نوشته است و صبح و شام، بر او املا مىشود».
حديث
٣٥١ زاد المسير: اين سخن خداى متعال: «و برخى از آنان، به تو گوش فرا مىدهند»، سبب نزولش آن بود كه: گروهى از مشركان، از جمله عُتبه و شَيبه و نَضر بن حارث و اميّه و ابَى (دو پسر خَلَف)، نزديك پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشستند و به او گوش فرا دادند. سپس به نضر بن حارث گفتند: محمّد، چه مىگويد؟
نضر گفت: سوگند به كسى كه اين را خانه كعبه قرار داد، نمىدانم چه مىگويد، مگر اين كه تكان خوردن لبانش را مىبينم! او جز افسانههاى پيشينيان، چيزى نمىگويد، همانند چيزهايى كه من در باره نسلهاى گذشته، برايتان نقل مىكنم.
نضر، از گذشتگان، بسيار مىگفت. در اين هنگام، اين آيه نازل شد.
٣٥٢ مجمع البيان- در بيان شأن نزول اين سخن خداى متعال: «و برخى از آنان، به تو گوش فرا مىدهند؛ ولى ما بر دلهايشان، پردههايى افكندهايم تا آن را نفهمند، و در گوشهايشان، سنگينى