شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - ب - جنون
بودن و] نادرستى آن، معلوم مىشود. نزديكترين سخن در باره او، اين است كه بگوييد، جادوگر است و ميان انسان و پدرش و برادرش و همسرش و عشيرهاش، جدايى مىافكنَد.
پس آن عدّه، [همداستان] بر اين امر، از وليد جدا شدند.
٣٤٧ المستدرك على الصحيحين- به نقل از ابن عبّاس-: وليد بن مُغَيره، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد.
پيامبر صلى الله عليه و آله براى او قرآن خواند و گويا وليد، تحت تأثير آن قرار گرفت. خبر به ابو جهل رسيد. نزد وليد آمد و گفت: عمو جان! قوم تو در نظر دارند كه برايت، پولى جمع كنند.
وليد گفت: چرا؟
ابو جهل گفت: تا آن را به تو بدهند؛ چون تو نزد محمّد رفتهاى و تحت تأثيرش قرار گرفتهاى (/ تا از جانب او به نوايى برسى). وليد گفت: قريش مىداند كه من، از همه آنها ثروتمندترم. ابو جهل گفت: پس در باره او سخنى بگو تا به قومت بفهمانَد كه تو منكر او هستى يا وى را خوش نمىدارى.
وليد گفت: چه بگويم؟ به خدا سوگند كه در ميان شما، هيچ كس به اندازه من، شعر نمىشناسد و با رَجَز و قصيده و اشعار جنّيان، آشنا نيست. به خدا سوگند، سخنانى كه او مىگويد، به هيچ كدام از اينها شباهت ندارد. به خدا سوگند كه سخن او، از حلاوت و زيبايى خاصّى برخوردار است. شاخههايش، پُرميوه است و تنهاش، خوشگوار. او برتر است و چيزى برتر از او نيست، و آغازش را مىشِكَند.[١]
ابو جهل گفت: قومت، از تو راضى نمىشوند، مگر آن كه در باره او چيزى بگويى.
وليد گفت: پس اجازه بده تا بينديشم.
چون قدرى انديشيد، گفت: اين، جادويى است آموختنى كه آن را از غير خود، مىآموزد. در اين هنگام، اين آيه نازل شد: «مرا با آن كه [او را] تنها آفريدم، وا گذار».
ب- جنون
قرآن
«و گفتند: اى كسى كه قرآن بر او نازل شده است! به يقين، تو مجنونى».
[١]. در دلائل النبوة ى بيهقى،« فرودستش» آمده كه ظاهراً همين درست است؛ يعنى: فرودستش را خُرد مىكند و مىشِكَند.