شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٠ - ٤ نسخ در اصطلاح متأخر
قرينهاى ديگر براى تأييد اين مدّعا باشد.
در روايات اهل بيت عليهم السلام نيز «نسخ» در همين مفهوم عام به كار رفته[١] و به همين دليل، تفسير قرآن و بيان احكامى شرعى بدون آشنايى با ناسخ و منسوخ، ممنوع اعلام شده است.[٢]
٣. نسخ در اصطلاح قُدَما
بررسى تاريخى تعاريف دانشمندان از اصطلاح نسخ نيز نشان مىدهد كه در آغاز، هرگونه تغيير در بيان حكم شرعى- حتى تخصيص عام، تقييد مطلق، و بيان مجملِ پيشين- را نسخ مىگفتهاند؛ زيرا همه اين موارد را در يك مفهوم، مشترك مىدانستهاند و آن عبارت است از: «عدم اراده حكم سابق به حسب ظاهر».
بدين ترتيب در دوره نخست، تفاوت چندانى ميان معناى لغوى نسخ و مفهوم آن در قرآن و حديث و نيز معناى اصطلاحى آن نبوده، و به عبارت ديگر، نسخ اصطلاحى، در گذشته، معناى عامّى داشته كه نسخ اصطلاحى در دورههاى اخير يكى از مصاديق آن بوده است.[٣]
٤. نسخ در اصطلاح متأخّر
هنگامى كه سير نگارش در باره ناسخ و منسوخ رونق يافت، دانشمندان بويژه اصوليان، قيود و شروطى بر مفهوم پيشين افزودند و تعاريفى محدودتر به دست دادند و تغييرهايى مانند تقييد و تخصيص را از دايره شمول آن بيرون راندند.
[١]. ر. ك: ج ٢ ص ١٥٣( بخش يكم/ فصل هشتم: آيههايى كه منسوخ ناميده شدهاند).
[٢]. ر. ك: ج ٢ ص ١٥١( بخش يكم/ فصل هشتم: شناخت ناسخ و منسوخ).
[٣]. براى نمونه نگاه كنيد: الناسخ و المنسوخ تأليف سدوسى( م ١١٧ ق) كه تعداد نسخهاى قرآن كريم را پرشمار دانسته است.