شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩ - ٢ نسخ در قرآن و حديث
چون خشم موسى فرو نشست، الواح را برگرفت. و در نوشته [رونويس] آن، براى آنهايى كه از پروردگارشان بيمناك اند، هدايت و رحمت بود».
نسخ كردن كتاب و نسخهبردارى از آن، نيز از همان ريشه لغوى اخذ شده است؛ زيرا هنگامى كه انسان از كتابى نسخهبردارى مىكند، مانند آن است كه كتاب اصلى را كنار گذاشته و آن را تبديل به نسخه جديد كرده است و لذا در آيهاى ديگر به جاى كلمه «نسخ» كه در آيه ١٠٦ بقره به كار رفته، كلمه «تبديل» نهاده شده است:
«وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ.[١]
هنگامى كه آيهاى را به آيهاى ديگر تبديل كنيم- با اين كه خدا به آنچه نازل كرده داناتر است- مىگويند: به خدا افترا بستهاى، ولى بيشتر آنها نمىدانند».
٤. آيه ٢٩ سوره جاثيه:
«هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.
اين كتاب ما است كه با شما به حق سخن مىگويد (و اعمال شما را بازگو مىكند) ما آنچه را انجام مىداديد نسخهبردارى مىكرديم».
استنساخ در اين آيه نيز، از «نسخ» گرفته شده، و به معناى نسخهبردارى از اعمال انسان است. گويا كتاب اصلى كه خودِ اعمال است، در قيامت، تبديل به نسخه جديدى مىگردد كه اين نسخه، نامه اعمال ناميده مىشود، واصل اعمال، كنار گذاشته مىشود.
بنا بر اين، نسخ در قرآن كريم، اعم از نسخ تكوينى و تشريعى، و نيز اعم از تخصيص و تقييد احكام تشريعى است؛ بلكه شامل هرگونه تغيير در مفادّ آيات الهى مىگردد. تعبير «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ»[٢] و «إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ»[٣] نيز مىتواند
[١]. نحل: ١٠١.
[٢]. بقره: آيه ١٠٦.
[٣]. نحل: آيه ١٠١.