شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٦ - ديدگاه فرق و مذاهب
ديدگاه فرق و مذاهب
اهل سنّت بويژه مذاهب مالكى، شافعى و حنبلى، بر اثر گرايش اهل حديثىِ حاكم بر آنها، معتقدند كه كلام خداوند، عبارت از علم اوست كه قديم و غير مخلوق است.[١]
در باره نظر ابوحنيفه در اين مسئله، اختلاف است. منشأ اين اختلاف، تحوّلات بعدى در مذهب كلامى اوست كه توسط شاگردانش بويژه قاضى ابو يوسف رخ داد.
با اين حال، نظر مشهور بويژه با توجه به رويكرد عقلگرايانه وى آن است كه وى قائل به مخلوق بودن قرآن بوده است؛[٢] امّا برخى منابع ديگر، آن را سخت مردود دانسته و نه تنها نظر مخالف را به وى نسبت دادهاند، بلكه قائلان به مخلوق بودن را از نظر وى كافر شمردهاند.[٣]
از شافعى نيز نقل شده كه بر سر اين مسئله با چند تن از معتزله از جمله بِشْر مريسى از معتزليان بغداد و نيز حفض الفرد، مناظراتى داشته و حتى ايشان را تكفير كرده است.[٤]
احمد بن حنبل نيز در اوج مجادلات كلامى در اين باره مىگويد: قرآن، كلام خداست و كلام خدا، علم اوست. پس علم خدا نمىتواند حادث باشد. قرآن چيزى است كه خداوند به آن تكلم كرده و چيزى كه خدا با آن تكلم كند، مخلوق و حادث نيست. هر كس بگويد كه قرآن، مخلوق است كافر است و هر كس منكر قديم بودن آن را كافر نداند، او هم كافر است.[٥]
از بين فرق كلامى، حشويه،[٦] كلابيه، اشاعره و برخى از مرجئه، كلام خدا را
[١]. ر. ك: دَرْءُ تَعَارُضِ العَقْلِ وَالنَّقْلِ: ص ٣٥٤- ٣٧٢.
[٢]. مكتبها و فرقههاى اسلامى در سدههاى ميانه: ص ١٠٣.
[٣]. فصلنامه كلام اسلامى: ش ٥٣ ص ١١٨.
[٤]. كشف الخفاء: ج ٢ ص ٩٦؛ تاريخ بغداد: ج ٧ ص ٦٣.
[٥]. تاريخ بغداد: ج ٦ ص ٢٦٩.
[٦]. تفسير القرطبى: ج ١ ص ٥٥.