شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - ١ - ٣ بلاغت و رسايى
متضمن بيان آن است ادا كند، نمىتواند سخنى به اين كوتاهى بياورد، و ناگزير سخن را بسط و تفصيل خواهد داد.[١]
طبرسى در شرح آيات:
«وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما ... فَأَرْسِلُونِ\* يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا.[٢]
و يكى از آن دو كه نجات يافته بود ... گفت: «مرا (به سراغ آن جوان زندانى) بفرستيد.
[او به زندان آمد و چنين گفت:] يوسف، اى مرد بسيار راستگو، در باره اين خواب اظهار نظر كن».
مىنويسد: در اين جا، ايجاز در سخن است و اصل آن چنين است: «فارسلون الى يوسف، فارسل فاتى يوسف فى السجن و قال له أيها الصديق؛ مرا به نزد يوسف بفرستيد، پس او را فرستادند. چون در زندان به نزد يوسف آمد، گفت: اى راستگو ...».[٣]
علّامه طباطبايى در تفسير آيتى ديگر به همين نكته دقت كرده است:
«وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ.[٤]
هنگامىكه بندگانم از من درخواست كنند، همانا من نزديكم و دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم. پس، از من درخواست اجابت كنيد، و به من ايمان بياوريد، تا راه بيابيد».
او مىنويسد: اين آيه، هدف مورد نظر را به زيباترين بيان، ظريفترين اسلوب، و كوتاهترين عبارت ارائه مىدهد كه در عباراتى چنين موجز، هفت بار ضمير متكلم وحده (اول شخص مفرد) آمده است تا كمال عنايت الهى را در امر نيايش و رابطه
[١]. الإعجاز و الإيجاز: ص ٢٠- ٢١.
[٢]. يوسف: آيه ٤٥- ٤٦.
[٣]. مجمع البيان: ج ٥ ص ٤١٠.
[٤]. بقره: آيه ١٨٦.