شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧ - ٥/ ١ ايمان نجاشى
پنجاه تن از اشعريان- كه چهار نفر ايشان از عَك بودند-، به حبشه هجرت كرده بود.
سالمندترينِ آنان، ابو عامر اشعرى بود و كوچكترينشان، عامر.
به ما گفته شد كه قريش، عمرو بن عاص و عُمارة بن وليد را در پىِ آنان فرستادند. اينان (نمايندگان مشركان)، به حضور نجاشى رسيدند و گفتند: اين عدّه، دين قوم خود را تباه كردهاند.
نجاشى، در پىِ مسلمانان فرستاد. مسلمانان آمدند. نجاشى، ماجرا را از آنها پرسيد.
گفتند: خداوند، همان گونه كه در ميان امّتهاى پيش از ما پيامبر فرستاد، در ميان ما نيز پيامبرى بر انگيخته كه ما را به خداى يگانه فرا مىخوانَد و به كارهاى نيك، فرمانمان مىدهد و از كارهاى زشت [و ناپسند]، بازمان مىدارد و به پيوند با خويشان، امر مىكند و از گسستن رابطه با آنان، نهى مىكند. ما را به وفادارى، فرمان مىدهد و از پيمانشكنى، باز مىدارد. چون او را تصديق كرديم و به او ايمان آورديم، قوممان ما را بيرون كردند و ما، كسى جز تو را نيافتيم كه به او پناه ببريم.
نجاشى [با مسلمانان] به نيكى سخن گفت. عمرو و رفيقش [به نجاشى] گفتند: اينان در باره عيسى، جز آنى مىگويند كه تو مىگويى!
نجاشى گفت: شما در باره عيسى چه مىگوييد؟
مسلمانان گفتند: ما گواهى مىدهيم كه او بنده و فرستاده خدا، و كلمه و روح او بود و باكره پاكدامن، او را بِزاد.
نجاشى گفت: خطا نمىگوييد.
سپس به عمرو و رفيق او گفت: اگر نبود كه در پناه من هستيد، كارتان را مىساختم.
نيز به ما گفته شده كه وقتى جعفر و يارانش باز گشتند، آن عدّه نيز با ايشان آمدند و به محمّد صلى الله عليه و آله ايمان آوردند. كسى گفت: اگر به كشورشان بر مىگشتند، به دين خود مىپيوستند.
براى ما نقل شده است كسانى كه با جعفر آمدند، هفتاد تن بودند و چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [قرآن را] برايشان خوانْد، اشك از چشمانشان سرازير شد.
٥٩٩ تفسير القمّى: آيه: «مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيدهاند، دشمنترينِ مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت، و قطعاً كسانى را كه گفتند: «ما نصرانى هستيم»، نزديكترينِ مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت». سبب نزول اين آيه، آن بود كه چون آزار و اذيّت قريش نسبت به