حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٩٦ - چهارم
خاص و مكرر، موضوع حديثى منقول است كه به عبد اللّه در مقام راوى اصلى آن ختم مىشود.[١] سپس صحيفه از پدر به پسر و به خانواده عبد اللّه بن عمرو مىرسد. در ادامه بحث مجدداً به آن مىپردازيم.
[٢٣٥] با اين همه، گسترش احاديث موافق با حفظ سنّت به شكل مكتوب، عمدتاً در ادامه سده دوم هجرى صورت گرفت. بسيارى از احاديث صرفاً در اين دوره شاخه شاخه شده (سلسله راويان مختلف يافته) و مواردى كه مىتوانند متقدمتر باشند نيز مجدداً در همين دوره حلقههاى جديد يافتهاند (در اصطلاحشناسى يُنبُل «حلقههاى مشترك فرعى» ياpcls . نام عمرو بن شعيب مكّى[٢] (م ١١٨ ق) بارها در اين زمينه مطرح شده، چه در مقام جوانترين راوى مشترك (cl) يا به عنوان جوانترين راوى مشترك در دومين طبقه (pcl[٣] او نوه عبد اللّه بن عمرو بود و صحيفه متأخّران را به ارث برده بود. گاه اين گونه از او انتقاد مىشد كه صحيفه را صرفاً «يافته است» نه اينكه آن را از پدرش «شنيده» (و سماع) كرده باشد.[٤]
در عين حال منتقدان بومى حديث، حفظ كردن احاديث را همراه با عراقيان، به ويژه بصريان،[٥] مىپذيرفتند. آنها [پذيرش] «صحيفهها» را نوعى گرايش به همراهى با شام[٦] و مكّه و يمن[٧] مىانگاشتند. البته اين صحف به شدت از سوى مخالفان كتابت حديث رد و طرد مىشد.
[١]. همان، ص ٨٤- ٨٥، نمودار د- ٢.
[٢]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٤٣ به بعد.
[٣]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٧٤- ٨٢، نمودار ج- ١؛ همان، ص ٦٨- ٦٩، نمودار ج- ٢؛ همان، ص ٨٢- ٨٤، نمودار د- ١.
[٤]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٤٤ به بعد، به ويژه ص ٤٧- ٤٨؛ ذهبى، ميزان الإعتدال، ج ٣، ص ٢٦٤ به بعد؛ ابنقتيبة، تأويل، ص ٩٣.
[٥]. نك. همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢٣٢].
[٦]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٩. ٥٣، ٢٠. ٥٤.
[٧]. همان، ص ١١. ٥٤.