حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٠٦ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
اين چكيده با آنكه همچنان عمدتاً نظرى است، شرايطى استثنايى را پديد آورده كه بر اساس آن، اختلاف حديثپژوهان مسلمان از يك سو و خاورشناسان- يعنى خودمان- از سوى ديگر، بر سر اين مسأله از ميان رفته است. در طبقهبندى ابن جوزى هيچ ملاك يا جنبهاى كه بايد در ارزيابى صحيح تاريخى حديث مورد توجه باشد مغفول نمانده است. در مقابل، به نظر من خاورشناسان بايد با دقّت بيشترى به جنبه سخيف و كمابيش سهوى وضع حديث توجه كنند كه در طبقهبندى ابن جوزى آشكارا- و بيش از يك بار- ذكر شده است.
به هر حال مطالعه اختصاصى وضع حديث، به ويژه آن گونه كه در نظام ابن جوزى طرح شده، تحوّلى نسبتاً متأخّر در حديثپژوهى اسلامى است- مهم است كه مقايسه با تحوّل فرمانشناسى را به خاطر داشته باشيم. نه ابن جوزى و نه ديگران[١] در به كارگيرى معيار به دست آمده در مورد تمامى احاديث، به نحو بازنگرانه و قاطعانه تلاش جدّى نكردهاند.[٢] ممكن است محقّقان مسلمان روزى اين كار را انجام دهند. چنانچه آنان اين كار را با پرسشهايى مشابه يا حتى با همان پرسشهاى خاورشناسان آغاز كنند، همواره مىتوانند به ابن جوزى حنبلى سنّتگرا و پيشينيان وى استناد كنند؛ چرا كه اينان مسلماً در خدمت هيچ ايدئولوژى ضد اسلامى نبودهاند.
[١]. براى تفصيل مطالب در اين باره در ابنجوزى و محقّقان معاصر علم الحديث نگاه كنيد به مقاله خوتير يُنبُل راجع به« احمد محمد شاكر و تصحيح او از مسند أحمد بن حنبل» در زير:
G. H. A. Juynboll," Ahmad Muhammad ShAkir) ٢٩٨١- ٨٥٩١( and his Edition of Ibn Ianbal's Musnad", Der Islam ٩٤) ٢٧٩١(, ١٢٢- ٧٤, esp. ٣٢٢- ٤٢٢ and ٣٣٢ ff., also ٧٤٢.
[٢]. رجوع كنيد به حديثى( جعلى) درباره« كذّابون» كه ابنجوزى در بخش اقسام وضع حديث نقل كرده است( موضوعات، ج ١، ص ٤٦). اين حديث بايد متعلق به قسم« وضع حديث به نيّت خير» يا« تبديل گفتارى نيك به حديث» از اقسام چندگانه ابنجوزى باشد.