حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٠٣ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
لمن خالفها).[١] سخن يكى از واضعان احاديث فضائل قرآن- كه هنگام برملا شدن كارش در مقام توجيه خود برآمده- نشان مىدهد كه اقدام او كاملًا آگاهانه بوده است. وى مىگويد او چون ديده كه مسلمانان بيش از پيش به فقه و مغازى سرگرم شدهاند و ديگر به قرآن توجهى ندارند، كار خيرى را انجام داده است.[٢] دليلى كه اين گروه از واضعان حديث براى كارشان بيان مىكنند حِسبه/ احتساب است؛ يعنى نيتى صادقانه در انجام كارى از آن جهت كه فضيلتمندانه است، بدون چشمداشتِ هيچ گونه منفعت شخصى.[٣]
نوعى مشابه از حديث موضوع زمانى پديد آمد كه براى امثال و اقوال نيكو از حيث ساختار و مضمون (كلّ كلام حسَن)- كه از منابع مختلفى گرفته شده بودند- أسانيدى ساخته شد و اين سخنان به جايگاه حديث ارتقا يافت. جالب توجه آنكه در اينجا اين كار غالباً امرى ناپسند به شمار نمىآمد.[٤]
قسم پنجم از وضع حديث ذيل عنوان غرض شخصى قرار مىگيرد.[٥] دليل اين قسم وضع حديث منافع شخصى است كه مىتواند فرصتطلبى محض به شمار آيد؛ نظير تأييد و حمايت از آنچه مورد علاقه و تأييد سلطان است يا لطمه وارد كردن به دشمنى شخصى. جعلهايى از اين دست، طبيعتى ارتجالى دارند و انگيزههاى واضعان در آن بىشمار است.
فردى ممكن بود با روايت احاديث عجيب و غريب نبوى مخاطبان فراوانى را به خود جلب كند و از اين طريق به شهرت برسد كه اين خود مىتوانست براى راويان جاهطلب دليلى براى وضع حديث باشد. (لِيُطلَب ويُسمَع مِنهُم).[٦] ابن جوزى
[١]. همان، ج ١، ص ٤١.
[٢]. همان، ج ١، ص ٤١.
[٣]. همان، ج ١، ص ٤١. براى اصطلاحشناسى نگاه كنيد به:
Albrecht Noth, Heiliger Krieg und heiliger kampf in Islam und Christentum. Beitrage zur vorgeschichte und Geschichte der KreuzzUge) Bonn, ٦٦٩١(, ٢٣ and n. ٣٨.
[٤]. ابنجوزى، موضوعات، ج ١، ص ٤١- ٤٢.
[٥]. همان، ج ١، ص ٤٢- ٤٣.
[٦]. همان، ج ١، ص ٤٣- ٤٤.