حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٥٠١ - ١٦ ويژگى هاى مشترك نقد حديث نزد محققان مسلمان و غربى اقسام واضعان حديث از نگاه ابن جوزى
محقّقان متأخّر اثرى نمونه به شمار مىآيد. در اينجا به ساختار و محتواى اين كتاب نمىپردازيم. آنچه در بحث حاضر در درجه اوّل اهمّيّت قرار دارد- به نظر من- عبارات موجزى است كه ابن جوزى در بخش پايانى مقدمه كتابش درباره اقسام احتمالى واضعان حديث بيان كرده است.[١] وى پس از ذكر عبارتِ «بدان راويانى كه در حديثشان موضوع و كذب و مقلوب وجود دارد، بر پنج قسماند»، تصويرى كاملًا متفاوت را عرضه مىكند و در حدود ده صفحه چاپى از خاستگاهها، دلايل، و انواع وضع در حديث سخن مىگويد.
ابن جوزى در اين مقدمه، نخست ملاحظاتش را بر اساس نظامى كاملًا صورى- از همان نوعى كه معمولًا از علماى اسلامى سراغ داريم كه به طبقهبندى امور علاقه فراوانى دارند- به خواننده ارائه مىدهد. با آنكه عبارات مرتبط به بحث حاضر در چارچوب اين نظام اهمّيّت چندانى ندارد، حدود نود درصد از كل متن را تشكيل مىدهد و بدين ترتيب در عمل هسته اصلى مقدّمه اوست.[٢] ابن جوزى در اين بخش، طبقهبندى مهم خود نه با اصطلاحات صورى رايج، بلكه بر پايه دو اصطلاح خطا و عمداً- كه از فقه وام گرفته شده- عرضه كرده است. احاديث موضوعه مورد بحث در اينجا، ذيل عنوان «عمد» قرار گرفته و به همين جهت تخطئه شدهاند.[٣] حال پرسش اين است كه از نگاه ابن جوزى چه كسانى، به چه دلايلى و به چه صورتى احاديث نبوى را به عمد وضع كردهاند؟
وى در درجه نخست از زنادقه نام مىبرد.[٤] قصد آنان از اين كار تباه ساختن شريعت (إفساد الشريعة)، ايجاد شك در دل عامّه مردم (إيقاء الشك فى قلوب العوام) و به طور كلى بازى با دين (التلاعب بالدين) بوده است.[٥] مشهور است اين
[١]. ابنجوزى، كتاب الموضوعات، تصحيح عبدالرحمن محمد عثمان، ٣ جلد( مدينه، ١٩٦٦- ١٩٦٨)، ج ١، ص ٣٥- ٤٧.
[٢]. همان، ج ١، ص ٣٧- ٤٧.
[٣]. نگاه كنيد به همان، ج ١، ص ٣٦- ٣٧.
[٤]. همان، ج ١، ص ٣٧، ٣٨.
[٥]. همان، ج ١، ص ٣٧.