حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٩٣ - پنجم
كه خلافش اثبات نشود، نمىتوان موثّق يا ضرورتا موثّق دانست. حتى نمىتوان گفت اين حديث با اندكى ابهام گزارهاى صحيح در زمان خود [پيامبر] يا عصر صحابه بوده است. به عكس بايد آن را بيانى مجعول از رأيى فقهى دانست كه بعدها صورتبندى شده است.[١] ... درخواهيم يافت بخش عمده روايات فقهى نبوى كه مالك مىشناخته، يك نسل پيش از او، يعنى در ربع دومِ قرن دوم هجرى پديد آمدهاند؛ لذا هيچ روايت فقهى از پيامبر كه بتوان آن را موثّق و معتمَد دانست، به چنگ ما نخواهد آمد».[٢]
روايات نبوى مرتبط با قاعده فقهى «الولد للفراش وللعاهر الحجر» مشتمل بر مجموعهاى نقلهايند كه آشكارا با نظريه شاخت درباره زمان پيدايش روايات فقهى نبوى در تعارضاند. نمونهاى كه آورديم، استثنا و منفرد نيست.[٣]
ديديم كه عطاء بسيار به ندرت پيامبر را به عنوان مرجع نقل روايت ذكر مىكند و [حتّى] در جايى كه از روايات نبوى نيك آگاه است، بىآنكه به آنها اشاره كند، رأى خود را درباره مسايل فقهى بيان مىكند. اين نكته در واقع دليلى است عليه اين فرض كه عطاء خودش روايات نبوى را ابداع مىكرده است. آنچه او نقل، يا بدان اشاره مىكند، بايد پيش از آن در زمان خود او متداول بوده باشد؛ يعنى مىتوان زمان آنها را قرن نخست هجرى دانست.
به دلايلى كه پيشتر آورديم،[٤] و نيز به دليل فقدان كلّى أسانيد، اين احتمال را هم بايد منتفى دانست كه ابن جُريج به دروغ آنها را به عطاء نسبت داده باشد. احاديث به نقل از پيامبر- بر خلاف كلّىگويىهاى شاخت- قديمىتر از روايات
[١]. همان، ص ١٤٩.
[٢]. همان جا.
[٣]. نك. كتاب آتى من[ با عنوان مبادى فقه اسلامى. اين كتاب اكنون با مشخصات زير به چاپ رسيده است.
Motzki, Harald. Die Anfange islamischer Jurisprudenz. Ihre Entwicklung in Mekka bis zur Mitte des ٢./ ٨. Jahrhunderts. Abhandelungen fUr die Kunde des Morgenlands, vol. ٠٥, ٢) Stuttgart, ٠٩٩١(.)
ويراستار)
[٤]. نك. همين مقاله، پيشتر، بخشهاى سوم و چهارم.