حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٤٦٨ - سوم
مدينه همچون ابن شِهاب و ديگران، كه براى حج به مكّه آمده بودند و ابن جُريج با آنها ملاقات داشته است. اين هم ممكن است كه او به نزدشان سفر كرده باشد، يا نسخهاى از آموزهايشان را از شاگردانشان به دست آورده باشد. از نظر من، علت وجود شمار بالاى مخبران و راويان پراكنده را بايد در زندگى او در مكّه جستجو كرد، چه مكّه محل برپايى حج، به او اين فرصت را مىداد كه عالمان را از سراسر جهان اسلام ملاقات كند و اين تصوير با آنچه در منابع رجالى مىآيد، هماهنگى دارد.
اگر ابن جُريج دروغپردازى بود كه مطالبش را كمابيش تصادفى به برخى راويان قديمىتر نسبت مىداد، انتظار داشتيم مطالبى كه به نام افراد مختلف آمده، دست كم از نظر ساختارى، تفاوت اساسى با هم نداشته باشند. امّا اگر نقل او از بيست و يك تن از پرتكرارترين راويان و مخبرانش بررسى شود- كه اين مقدار ٧٩ درصد كل منابع او را پوشش مىدهد- روشن مىشود كه تفاوت اين نقلها آن قدر چشمگيرند كه ناگزيريم آنها را برگرفته از منابع مختلف و متمايز تلقى كنيم. تباين بين اين دستههاى مختلف نقل كه ابن جُريج به افراد مختلف نسبت داده است، در چند سطح قابل مشاهدهاند.
١. نسبت «رأى» به «روايت» در منابع عنوان شده يا در منقولات از راويان اصلى تفاوت چشمگير دارد. نسبت رأى، فى المثل در مطالب عطاء بن أبى رباح ٨٠ درصد، در منقولات ابن طاووس از] پدرش [طاووس ٨٥ درصد، در ابن شِهاب ٤٢ درصد، در عمرو بن دينار ٤٢ درصد، در نقلهاى ابن عروة از] پدرش [عروة بن زبير ٤٠ درصد، در گزارشهاى يحيى بن سعيد از ابن مسيّب ٣٠ درصد، و در نقلهاى عبد الكريم ٣١ درصد است. ديگران مانند عمرو بن شعيب، سليمان بن موسى، ابن أبى مُلَيكَة و موسى بن عقبة، به ندرت يا هيچ گاه ديدگاه فقهى خود را اظهار نمىكنند.
٢. حال اگر رابطه ميان مخبر ابن جُريج و راوى اصلى آن مخبر، و نيز تعداد گزارشهايى را كه از او نقل كرده است در نظر بگيريم، تفاوتهاى فاحش بيشترى مىيابيم. در برخى موارد، ارتباط از نوع استاد و شاگردى است، مانند رابطه ميان عطاء بن أبى رَباح و ابن عباس، عمرو بن دينار و ابو الشّعثاء، ابو زبير و جابر بن