حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٣٠١ - ٩ اسناد در روايات اسلامى
آخرين بيمارى پيامبر، از يك إسناد بهره مىبرند. در اين روايت آمده است كه پيامبر تقاضا نمود در خانه عائشة بسترى شود، ولى در صحيح مسلم آمده هنگامى كه با ميمونة بود، مريضىاش وخيمتر شد. صرف نظر از اين تفاوت، شكل حديث در بخارى و مسلم با ابن هشام موافق است.
(٥) نشانههايى از تلاش براى بهبود بخشيدن به أسانيد: براى نمونه، ابن هشام، ج ٤، ص ٢٤٦ روايتى با إسناد ابن اسحاق از شخصى موثّق از ابو هريرة درباره خروج ٣٠ دجّال قبل از روز قيامت نقل مىكند. همچنين أبو داوود، «ملاحم»، ص ١٦ همين مطلب را در دو روايت آورده است. يكى از عبداللّه بن مَسلَمة از عبدالعزيز بن محمّد از علاء از پدرش از ابو هريره و ديگرى از عبيداللّه بن معاذ از پدرش از محمّد بن عمرو از أبو سلمه از أبو هريرة. روشن است كه أبو داوود مىتواند أسانيدى بهتر از ابن اسحاق تا منبع نهايى و مشترك ارائه كند.
در آخرين مثال كه ذيل شماره ٢ نيز بدان اشاره شد، ابن اسحاق از زُهرى از عبداللّه بن ثعلبة روايت مىكند. إسناد احمد هم همينگونه است. امّا در همان صفحه، احمد نقل ديگرى از همان روايت دارد كه به جابر بن عبداللّه منتسب است. عبداللّه بن ثعلبه در وقت وفات پيامبر، حدوداً ٦ ساله بوده است و بنا بر اين نمىتواند براى اخبار زندگى پيامبر، نخستين منبع باشد. مىتوان حدس زد روايتى كه به جابر مىرسد، تلاشى براى بهبود بخشيدن به إسناد است.
آنچه از مجموعه اين نمونهها برمىآيد اين است كه رواياتى كه با إسنادشان دست به دست شدهاند، كم و بيش تغيير مىيابند گرچه إسناد ممكن است بدون تغيير بماند. پيشتر ديديم كه ميور هم چنين نظرى داشت.[١] برخى مثالها نشان مىدهند كه هسته يا جوهره اصلى روايات ممكن است بدون تغيير بمانند گو اينكه بعيد نيست اختلافهايى در الفاظ و جزئيّات باشد. از اين امر مىتوان چنين برداشت كرد كه خبر از طرق متعارف نقل شده، امّا تغيير الفاظ آن در فرايند نقل نيز امكان داشته است. هر بخش از روايات را كه بتوان از زمانى نسبتاً متقدّم رديابى كرد، اغلب
[١]. همين مقاله، پيشتر، صفحات نخست.