حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧٨ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
ابن اسحاق است)، استاد ابن اسحاق يعنى (زُهرى هم نيز با مقوله إسناد آشنايى دارد. گلدتسيهر به اين نكته توجه داده است كه زُهرى از إسنادهاى گروهى استفاده مىكند.[١] اين امر در موضوع بحث ما اهمّيّتى ويژه دارد، زيرا بعيد است كه إسنادهاى گروهى ساخته و رايج شوند، مگر آنكه بيش از آن براى مدتى إسنادهاى فردى تداول يافته باشند. مىتوان نتيجه گرفت تاريخ پيدايش إسناد قديمتر از دوران زُهرى است، امّا دشوار مىتوان تعيين كرد دقيقاً چه اندازه قديمتر. اين كه آيا عروة بن زبير، از مهمترين مشايخ زُهرى، إسناد را به كار گرفته يا نه، سخت محل بحث و نظر است. شپرنگر كوشيده است تا اثبات كند كه إسنادهاى منسوب به عروة بن زبير جعلى است،[٢] امّا از اين نكته غفلت ورزيده كه فقراتى كه وى مورد بررسى قرار داده است، به هيچ روى تنها مواردى نيستند كه در آنها إسنادى به عروه نسبت داده شده است.[٣] امروزه ما به بخشهايى از نامههاى عروه دسترسى داريم كه در آن، به پرسشهاى عبدالملك، خليفه اموى راجع به تاريخ صدر اسلام پرداخته است.[٤] در اين نامهها كه در تاريخ طبرى و ديگر آثار به جا ماندهاند، عروه هيچ يك
[١]
. Ignaz Goldziher," Neue Materialien," ٤٧٤; cf. also my" Zur MuIammad legende," Der Islam, ٥) ٤١٩١(, ٤٤.
تمام ارجاعاتى كه در پانويس ١٤( در بالا) بدان اشاره شد، به زُهرى ختم مىشوند.
[٢]
. Aloys Sprenger, Das Leben und die Lehre des MoIammad) Berlin, ٩٦٨١(, I, ٩٣٣- ٠٤.
[٣]. فى المثل نك. الواقدى/ تصحيح و ترجمه ولهاوزن(Wellhausen )، نمايه، ذيل عروة[ ٤٦٣]؛ ابنسعد، كتاب الطبقات الكبير، تصحيح ادوارد زاخاو(Eduard Sachau ) و ديگران( لايدن، ١٩٠٤- ١٩٤٠)،[ ج ٣، جزء ٢، ص ٣١]. واقدى فهرستى از راويانى به دست مىدهد كه بايد از جمله مشايخ و منابع عروة باشند.
[٤]. الطبرى، تاريخ الرسل والملوك، تصحيح م. ى. دخويه(M .J .de Goeje ) و ديگران( لايدن، ١٨٧٩- ١٩٠١، ج ١، ص ١١٨٠، ١٢٨٤، ١٦٣٣- ١٦٣٤، ١٧٧٠)؛ ابنهشام، ج ١، جزء ٢، ص ٧٥٤؛ الواقدى/ تصحيح و ترجمه ولهاوزن(Wellhausen )، ص ٢٦٣؛ قس با كايتانى در زير:
٣١- ٣٠, I, ilannA, inateaC enoeL ص. awrU. v. s, xedni, II( enoizudortnI) ١٣