حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٧٦ - ٧ قدمت و خاستگاه إسناد
باب ابيات و اشعار فراوانى كه در كتابش گنجانيده،[١] مشابه با نگرشى است كه توسيديد نسبت به خطابههاى منسوب به افسرانش اتخاذ كرده است. به بيان ديگر، سندها نيازمند گواهى إسناد نبودهاند. در مقابل، اشعار مذكور هم تقريباً هيچ كدامشان ادعاى اصالت نداشتهاند. ورود آنها به سيره مديون توجه ابن اسحاق به حساسيت دوستان ادبىاش و انتظارات هنرى خوانندگان وى بوده است.
بعيد نيست كه در آن روزگار نسخهاى عموماً مقبول و متداول از سيره پيامبر وجود داشته و ابن اسحاق نوشته خود را (مثل نوعى از وولگات) بر آن مبتنى ساخته است. رد پاى آن نسخه كذايى احتمالًا در لابلاى فقرات مرسل ابن اسحاق يا در رواياتى كه منبع كاملًا به اجمال ذكر شده، باقى مانده است. ابن اسحاق تنها در مواردى به ذكر اسامى رجال و سند مىپردازد كه داستانى را از اساتيد خود يا ساير راويان نقل كند، لذا [مىتوان نتيجه گرفت كه] قديمىترين بخشهاى سيره، عبارات مرسلى است كه لاجرم از همان نقلها و نسخه متداول از سيره پيامبر گرفته شده بوده است. مطمئنا تلاش برخى براى مستندسازى اين داستانهاى متداول از سيره پيامبر يا حتى تغيير آنها با ارجاع به منابعشان، پيشتر از ابن اسحاق آغاز شده بود، امّا در عصرى كه وى به تهيه و تنظيم مطالب خود مىپرداخته، اين تلاشها همچنان در حال انجام بوده است. هر چند در آغاز سعى عموم بر اين بود كه رجال و رواتِ هر گزاره خبرى يا قطعه داستانى را به آن ضميمه كنند، اين هم ممكن بود كه برخى حكايات بىسند و تأييد نشده را نيز در آن ميان بگنجانند، البته گفتنى است كه شكل إسنادهاى ابن اسحاق با لوازم اين ديدگاه همخوانى ندارد. با اين حال، تفاوت ميان [سيره] ابن اسحاق و [صحيح [بخارى در اين مورد، آن اندازه كه در نوشته كايتانى[٢]
[١]. نك. ابننديم، فهرست، تصحيح گوستاو فلوگل( لايپزيگ، ١٨٧١- ١٨٧٢)، ص ٩٢.« ويُقال كان يُعمَل له الأشعارُ ويُعطى به ويُسئَلُ عن يدخلها فى كتابه فى السيرة فَيَفعلُ فَضَمَّنَ كتابَهَ من الأشعار ما صار به فضيحةً عند رواة الشعر.» نيز محمّد بن سلام الجُمحى، طبقات الشعراء، تصحيح يوزف هِل(Joseph Hell )، لايدن، ١٩١٦، ص ٤ كه در سطر ١٠ بايد« أوتى» خوانده شود.
[٢]
. Leone Caetani, Annali dellIslam) Milan, ٥٠٩١- ٦٢(, I, ٢٣
ص٣١ (Introduzione ).