حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٥٩ - ١ مخطوط شماره ٩٢، دانشگاه تهران
صالح عاملى (م ١٢٦٤ ق)،[١] تا نورى طبرسى (م ١٣٢٠ ق)[٢] و محسن أمين[٣] ديدگاه ابن غضائرى را تأييد كردهاند. طباطبايى، على الخصوص محدّثان قمى را به سبب شتاب در جرحِ بىدليل مورد انتقاد قرار مىدهد.[٤] ديدگاههاى ديگرى نيز [در دوره متأخّر از سوى اصوليان [مطرح شده است. چنان كه انتظار مىرود، براى اين دسته از عالمان اصولى همچون بهبهانى، وجود اصلهاى جعلى، سلاحى كارآمد در برابر اخباريّان بوده است.[٥] معتدلترين نظر، شايد ديدگاه فقيه امامى معاصر، محمّد تقى تسترى [شوشترى] (متولد ١٣٢١ ق [و متوفاى ١٣٧٤ ش/ ١٤١٥ ق]) باشد. تسترى مىگويد كه هر دو اصل را خوانده و در اصل زيد النَرسى، روايات مختلفى يافته است كه در ديدگاه دقيق اماميه، قبيحاند. در بيشتر اين احاديث، موضع تشبيهى نسبت به خداوند نمايان است. در ساير احاديث هم آراى فقهىاى مطرح شده است كه در ديگر متون اماميّه نمىتوان يافت. تسترى سپس اظهار مىدارد كه وى هيچ مطلب نادرستى در محتواى اصل زيد الزرّاد نيافته است؛[٦] امّا تأكيد مىكند كه ابن وليد هم مرجعى بسيار مشهور بوده است كه نقطه نظراتش را نمىتوان به آسانى كنار نهاد. لذا وى در نهايت به اين نتيجه مىرسد كه متن اصل [زيد زرّاد] بخشهاى مشكل ديگرى نيز داشته كه به دست ما نرسيده است.[٧]
[١]. در حواشى يا تعليقاتش بر منتهى المقالِ ابوعلى محمّد بن إسماعيل الحائرى( متوفاى ربيع الأوّل ١٢١٥ يا ١٢١٦ ق)، منقول در مامقانى، تنقيح المقال، ج ١، ص ٤٦٥، و محسن الأمين، همان، ج ٣٢، ص ٤٠٣ و بعد.
[٢]. مستدرك، ج ٣، ص ٢٩٧- ٢٩٩، ٣٠٠- ٣٠٢.
[٣]. أعيان الشيعة، ج ٣٢، ص ٤٠١- ٤٠٨.
[٤]. نورى طبرسى، همان، ج ٣، ص ٣٠١؛ مامقانى، تنقيح المقال، ج ١، ص ٤٦٤؛ محسن الأمين، همان، ج ٣٢، ص ١٤١.
[٥]. نك، همين مقاله، پيشتر، بخش دوم.
[٦]. اين ديدگاه را نورى طبرسى هم قبول دارد( همان، ج ٣، ص ٢٩٩).
[٧]. التسترى، قاموس الرجال، قم، ١٣٨٧- ١٣٩١ ق، ج ٤، ص ٢٤٨- ٢٥١.