حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٥٨ - ١ مخطوط شماره ٩٢، دانشگاه تهران
شاگرد مشهورش ابن بابويه آن را در فهرست خود تأييد كرد.[١] در مقابل، ابن غضائرى[٢] كه به داشتن ديدگاه سخت گيرانه انتقادى مشهور است، بر صحّت اين دو اصل دليل مىآورد و مىگويد وى نسخههايى از اين دو اثر را به روايت ابن أبى عُمير- شاگرد امام رضا و امام جواد كه عدالت و وثاقتش مورد اتفاق است- رؤيت كرده است.[٣] ظاهراً برخى از عالمان آن دوره و نيز بسيارى از فقهاى متأخّر از مجلسى،[٤] علّامه بحر العلوم طباطبايى (م ١٢١٢ ق)،[٥] صدر الدين محمّد بن
[١]. طوسى، فهرست، ص ١٤٧ و بعد؛ ابنداوود حلّى، رجال، ص ١٦٤، ٤٥٥؛ ميرداماد، الرواشح السماوية، ص ٩٧. شيخ طوسى فهرستِ ابنبابويه را مىشناخته( طوسى، فهرست، ص ٣٠٤)، امّا نجاشى از آن نام نبرده است. نيز نك. الذريعة، ج ١٦، ص ٣٧٤، شماره ١٧٣٨.
[٢]. منقول در قهپائى، مجمع الرجال، ج ٣، ص ٨٤.
[٣]. كشى، رجال، ص ٤٦٢- ٤٦٤؛ نجاشى، رجال، ص ٢٢٨- ٢٣٠؛ طوسى، فهرست، ص ٢٦٥. معروف است كه ابنأبى عمير، كتابهاى يكصد تن از شاگردان امام جعفر صادق را روايت كرده است( طوسى، فهرست، ص ٢٦٦). بسيارى از اين كتابها أصل بودهاند، گرچه او خود اصلى نداشته است( بر خلاف نظر ابنطاووس در فرج المهموم، ص ٨٧، و منقول در ملا محسن فيض كاشانى، الوافى، ج ٣، بخش ١٤، ص ١٣١). ابنأبىعُمَير، به دستور هارون الرشيد( يا مأمون) سالها در زندان به سر بُرد كه در اين دوران، كتابهايش از بين رفتند. وى پس از آزادى، احاديثى را كه در آن كتابها گرد آورده بود، تنها از روى حافظهاش نقل مىكرد؛ امّا چون هميشه نمىتوانست إسناد كامل تمام روايات را به خاطر آورد، برخى از احاديث را با إسناد غير كامل( مرسَل) نقل كرده است( كشى، رجال، ص ٤٩٣؛ نجاشى، رجال، ص ٢٢٩). اين موقعيّت تنها ويژه ابنأبىعُمَير است كه محدّثان اماميّه مراسيل وى را با تمام اين احوال، استثنائا صحيح و موثّق مىشمارند( نجاشى، همان جا؛ طوسى، عُدّة الإصول، ص ٦٣، ميرداماد، الرواشح السماوية، ص ٦٧[: مراسيل ابنأبىعُمير تُعَدُّ فى حُكم المسانيد]، ١٧٥ و بعد؛ بحار الأنوار، ج ١٨، جزء ٢، ص ٧٨٤).
[٤]. بحار الأنوار، ج ١، ص ١٧.
[٥]. در كتاب رجال ش، منقول در نورى طبرسى، همان، ج ٣، ص ٣٠٠، مامقانى، تنقيح المقال، ج ١، ص ٤٦٤ و بعد، محسن الأمين، همان، ج ٣٢، دمشق، ١٣٦٨ ق/ ١٩٤٩ م، ص ٤٠٤- ٤٠٨.