حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٣٤ - يكم
استنساخ مىشده است. همچنين مؤلّفان ديگر به پيروى از مجلسى، مطالبى از اصول را به آثار خود افزودهاند. نمونه جالب توجه در اين ميان محمّد بن حسن حرّ عاملى (متوفاى ٢١ رمضان ١١٠٤ ق)، هم عصر مجلسى و مؤلّف كتاب تفصيل وسائل الشيعة الى أحكام الشريعة است كه اهمّيّت آن كمتر از بحار الأنوار نيست. تأليف اين كتاب كه حدودا بيست سال به درازا كشيد،[١] در اواسط ماه رجب ١٠٨٢ هجرى به پايان رسيده است.[٢] حرّ عاملى خود تصريح مىكند كه هدفش گردآورى و نقل تمام آثار اماميّه است كه مستقيم يا از طريق منقولاتِ منابع بعدى (بالواسطه) در اختيار داشته است؛[٣] با اين حال، وى مطالبِ هيچ يك از سيزده اصل مورد استفاده مجلسى را، مستقيم يا غير مستقيم، در وسائل الشيعة نقل نمىكند.[٤] امّا همين حرّ عاملى بعدها در اثر ديگرش يعنى إثبات الهُداة بالنصوص و المعجزات (پايان يافته در ١٠٩٦ ق)، از هفت تا از اصول مطالبى نقل مىكند (و چنانچه در آن شش اصل ديگر هم مطالبى مرتبط با موضوعِ «نصّ بر حكومت دوازده امام و معجزات صادرشده از جانب آنها» مىيافت، يقيناً از آنها هم نقل قول مىكرد). با اين حساب، منبع جديدى كه حُرّ عاملى در تأليف كتاب إثبات از آن استفاده كرده، امّا در وسائل الشيعه بدان رجوع نكرده، بحار الأنوار مجلسى است. پُربيراه نيست اگر از اين جا نتيجه بگيريم كه رواياتِ اصول، در كتابِ إثبات الهداه از بحار الأنوار نقل شدهاند. امّا نبايد به اين استنتاج مطمئن باشيم، چرا كه حُرّ عاملى در كتابِ إثبات الهداه اصول را جزو آثار مستقيم و در دسترس خود مىشمارد.[٥] وى روشن نمىكند
[١]. حُرّ عاملى، وسائل الشيعة، ج ١، جزء اول، ص ١.
[٢]. همان، ج ٩٨، جزء ٣، ص ٣٩٢.
[٣]. فهرستى از آثار نوع اول در وسائل الشيعة، ج ١، جزء ١، ص ٤- ٦، و مجدداً در ج ٩، ج ٣، ص ٣٦- ٤٧ آمده است. آثار نوع دوم هم در همان، ج ١، جزء ١، ص ٧ و بعد، و مجدداً در ج ٩، جزء ٣، ص ٤٧- ٤٩ آمده است.
[٤]. با اين حال چند اصل ديگر را غير مستقيم نقل كرده است. فهرست منابع مستقيم و غير مستقيم حُرّ عاملى در كتاب الإيقاط من الهجعة( تأليف شده ٢٠ ربيع الأوّل ١٠٧٩)، حاوى هيچ اصلى نيست( نك. ص ٢٧- ٢٩).
[٥]. إثبات الهداة، قم، ١٣٧٨- ١٣٧٩، ج ١، ص ٦٠.