حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ٢٢٧ - يكم
ظاهراً كتبِ جامع شايعتر از آثار مبوَّب بودهاند. اين جامعها همانند آثار مبوَّب، غالباً به مطالب فقهى مىپرداختهاند. برخى به شكل كلى، مانند كتاب الجامع الكبير فى الفقيه، نوشته ابراهيم بن محمّد بن سعيد ثقفى (متوفاى ٢٨٣ ق)[١] يا كتاب الجامع فى الفقه، نوشته محمّد بن احمد بن عبد اللّه بن قُضاعه،[٢] و برخى به موضوعات خاص فقهى اختصاص يافتهاند؛ چنان كه فى المثل ابن بابويِه (متوفاى ٣٨١ ق) كتاب جامع نوادر الحج، كتاب جامع لزيارات الرضا و مانند آن را نوشته است.[٣] برخى از مؤلّفان اصول نيز صاحب كتاب جامعاند، از قبيل على بن أسباط[٤] و على بن أبى حمزة بطائنى كه اثرى با عنوان كتاب الجامع فى أبواب الفقه را به او نسبت مىدهند.[٥]
با آنكه تعداد آثار مبوَّب و جامع رشد و تداول بيشترى داشته، برخى از علماى اماميّه همچنان ترجيح مىدادند اصلها را به همان شكل اصلىشان نقل كنند. شايد معروفترين اين افراد در نيمه دوم قرن سوم ابو القاسم حُمَيد بن زياد كوفى (متوفاى ٣١٠ ق) است كه به نينوا (حوالى كربلا) هجرت كرده بود.[٦] شيخ طوسى مىگويد وى بيشتر اصول را روايت كرده است (روى الأصول أكثرها).[٧] حُميد كه در دوره حساس غيبت صغرا چهرهاى بسيار فعّال بود، ظاهراً متن اصول را هيچ گاه مستقيماً از مؤلّفان آنها روايت نمىكند. طوسى نام مهمترين مشايخ روايى وى را در رجال
[١]. نجاشى، رجال، ص ١٣؛ طوسى، فهرست، ص ١٧.
[٢]. نجاشى، رجال، ص ٢٨٠.
[٣]. نجاشى، رجال، ص ٢٧٦- ٢٧٩.
[٤]. ابنشهر آشوب، معالم العلماء، ص ٦٣( لهُ أصلٌ و روايات و جامع). جامع وى در كتاب الايضاح قاضى نُعمان نقل شده است. نك. مقاله مادلونگ كه پيشتر بدان اشاره شد، ص ٣٤.
[٥]. نجاشى، رجال، ص ١٧٥. برخى مؤلّفان اصول، آثار مبوّب هم نوشتهاند، نظير مسعدة بن زياد و رفاعة بن موسى كه پيش از اين نامشان آمد.
[٦]. نجاشى، رجال، ص ٩٥ به بعد.
[٧]. طوسى، فهرست، ص ١١٨. على رغم گفته ابنشهر آشوب، معالم العلماء، ص ٤٣، وى هيچ اصلى تدوين نكرده است.