حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٩٣ - چهارم
احمد بن حنبل حفظ و نقل احاديث تنها به كمك حافظه را مذهب بصريان دانسته است.[١] او گزارش مىكند چگونه ابن عُلَيَّة (م ١٩٢ ق)،[٢] محدّث و متكلم بصرى، [٢٣٣] از حديثى نبوى به نفع كتابت حديث به خشم آمده است. حديث مورد اشاره وى، مكى و منقول از عمرو بن شعيب است.[٣] احمد بن حنبل، قَتادَة بن دِعامَة (م ١١٨ ق)[٤] عالم نابينايى را كه خود بصرى است، اين گونه توصيف كرده. «او از مردم بصره حافظهاى بهتر دارد» (أحفَظ مِن أهلِ البَصرَةِ).[٥] و باز همين احمد بن حنبل است كه مىگويد وى احاديثى را كه عبد الرزّاق از مَعمَر نقل كرده بر احاديث بصريان ترجيح مىدهد (چه بصريان با تكيه بر حافظه خود، مرتكب خطاهايى مىشوند).[٦]
حُفّاظ كوفى احاديث نيز بسيار مشهورند.[٧] الأعمش كوفى (م ١٤٧ ق) را محدّث [على الإطلاق [كوفييان زمان خود دانستهاند كه البته «هيچ كتابى نداشت» (كانَ مُحَدِّثَ الكوفَةِ فى زَمانِهِ وَلَم يَكن لَهُ كتَابٌ). نقل است كه او «بهترين قارى قرآن و حافظ حديث در كوفه بوده است» (كانَ أقرَئَهُم لِلقُرآنِ وأحفَظَهُم لِلحَديثِ).[٨]
بنا بر اين يكى از دلايل ابراز مخالفت شديد، و به طور خاص عليه حديث مكتوب، در عراق را مىتوان در مخالفتى جست كه در شهرهاى ضداموى بهره، كوفه و مدينه نسبت به دمشق اموى وجود داشت. در بيرون از شام، مردمان بسادگى
[١]. ابنحنبل، علل، ص ٥٥؛ خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٧٩.
[٢]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ١، ص ٢٤١ به بعد، ذيل نام إسماعيل بن إبراهيم بن مِقسَم.
[٣]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٧٤ به بعد؛ نيز نك. همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢٣٥]، و ادامه، نمودار ج- ١.
[٤]. سزگين،GAS ، ج ١، ص ٣١- ٣٢.
[٥]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٣١٨.
[٦]. نك. همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢٢٠].
[٧]. ابنحجر، تهذيب التهذيب، ج ١١، ص ١٨٣، ذيل نام يحيى بن زكريا ابنأبىزائدة.
[٨]. همان، ج ٤، ص ١٩٦، ذيل نام سليمان بن مِهران.