حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٧٨ - دوم
مىورزيدند. زيد بن ثابت (م ٤٦ ق در مدينه)، عبد اللّه بن مسعود (م ٣٢ ق در كوفه) و ابو موسى اشعرى (م ٤٢ ق در بصره).[١]
٢) [٢٢٣] بيم آن مىرفت كه احاديث مكتوب مردم را از قرآن دور يا منحرف كند. يهوديان و مسيحيان به سبب پيروى از كتابهايى جز وحى راستين به گمراهى و انحراف دچار شده بودند. لذا جلوگيرى از خطايى مشابه لازم و مهم مينمود.[٢]
٣) ترس از اين بود كه چه بسا مردم بيش از حد به ظاهر كلماتى مكتوب تكيه كنند كه خصلت موقتى و گذرا دارند؛ در عوض آنچه را كه بايد همواره به دل بسپارند، از بر نكنند.[٣]
٤) نگرانى از اينكه احاديث به دست نااهلان (الى غير أهله) بيفتد.[٤] همين نگرانى را بايد دليل آن دانست كه برخى از محدّثان در وصاياى خود بر نابود كردن تمام يادداشتهايشان پس از مرگشان تأكيد مىورزيدهاند.[٥]
ناقدان متأخّر حديث (ابن قتيبة، خطيب بغدادى، ابن عبد البرّ، ابن حجر) ناگزير تدوين مكتوب حديث را به عنوان واقعيت پذيرفتند. از اين رو درصدد برآمدند تا ميان احاديث منع كتابت و جواز كتابت سازگارى برقرار كنند. مثلًا مىگفتند احاديث جواز متعلق به دورهاى متفاوت (زمانى كه وحى نازل نمىشده است) يا دورههاى بعدتر است.[٦]
[١]. درباره زيد نك. همين مقاله، ادامه، نمودار الف- ٤ و شرح آن؛ درباره ابوموسى اشعرى نك. نمودار ب- ٢ و شرح آن. درباره عبداللّه بن مسعود نك. ادامه مقاله، ص[ ٢٢٦] و خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٣٨- ٣٩.
[٢]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٥٧؛ قس با همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢٢١] و ادامه، ص[ ٢٢٨].
[٣]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٥٨؛ ابنعبدالبر، جامع، ج ١، ص ٦٨- ٦٩؛ ابنحجر، فتح البارى، ج ١، ص ٣١٥.
[٤]. خطيب بغدادى، تقييد العلم، ص ٦١، ٦٤؛ نيز نك. همين مقاله، ادامه، ص[ ٢٢٧].
[٥]. همان، ص ٦١؛ نيز نك. همين مقاله، پيشتر، ص[ ٢١٦].
[٦]. ابنقتيبة، تأويل مختلف الحديث( قاهره، ١٣٢٦ ق)، ص ٣٦٥- ٣٦٦؛ ابنحجر، فتح البارى، ج ١، ص ٣١٥.