حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٥٤ - سوم
خداست، حال آن كه از كتاب خدا نيست؛ آنها مىگويند اين از جانب خداست، با آن كه چنين نيست».[١] اكنون اين اتهام براى برحذر داشتن مسلمانان از خطر ضلالتى همانند گمراهى يهود بسيار صريحتر بيان مىشد.
زُهرى نقل مىكند كه عُمَر بن خطّاب درصدد بود «سنن» را بنگارد. مدت يك ماه از خداوند خواست راه صحيح را به او بنمايد (استَخارَ اللّهَ). روزى كه به تصميم نهايى رسيد گفت. «من اقوامى را به ياد مىآورم كه كتابهايى نوشتند و با تكيه بر آنها، از كتاب خدا روى گردانيدند».[٢] حكايت زير گويا شرح و تفسيرى بر روايت فوق است. وقتى عبد اللّه بن العلاء از قاسم نوه ابوبكر درخواست مىكند احاديثى بر او املا كند، با اين پاسخ مواجه مىشود. «در زمان عُمَر بن خطّاب شمار احاديث (مكتوب) در حال افزايش بود. عُمر از مردم خواست اين احاديث را نزد او برند؛ چون چنين كردند، دستور داد آن نوشتهها را بسوزانند. سپس گفت.
مُثَنَّاة كمُثَنّاةِ أهلِ الكِتَابِ؟
آيا شما واقعاً ميشنايى (واژه عربى شبيه واژه آرامى «مَثنِيتا» ست) مانند ميشناى يهود مىخواهيد؟[٣] بدين سان قاسم در آن روز مرا (: عبد اللّه بن العلاء) از نوشتن احاديث بازداشت».[٤]
روايتى از عبد اللّه بن عُمَر ضمن اشاره به علائم روز قيامت (كه معمولًا اتفاقاتى ناگوارند)، يكى از آنها را اين مىشمارد كه «مردم در ميان خود به قرائت مَثنَاة مىپردازند و كسى نيست كه اين سنّت را تغيير دهد
(: مِن أشرَاطِ السَّاعَةِ أن يُقرَأ فِيمَا بَينَهُم بِالمُثَنَّاةِ[٥] لَيسَ أحَد يُغَيِّرُهَا).
چون از او مىپرسند كه مُثَنّاة چيست، مىگويد. هر آنچه جز كتاب خدا نوشته شود (ما استكتب من غير كتاب الله).»[٦] اين سخن تنها
[١]. سوره آل عمران، آيه ٢٧.
[٢]. ابنسعد، ج ٣، جزء اول، ص ٢٠٦، سطر ٥.
[٣]. اين جمله را مىتوان به شكل خبرى هم خواند:« قطعاً اين ميشنايى است مانند ...»
[٤]. ابنسعد، ج ٥، ص ١٤٠، سطر ٣.
[٥]. در ابنمنظور، لسان العرب( قاهره، ١٣٠٠- ١٣٠٨)، ج ١٨، ص ٤٢٩ چنين آمده است.« أن يقرَءُ فيهِم بِالمَثناة على رُئُوسِ النّاسِ.»
[٦]. ابنأثير، النهاية فى غريب الحديث والآثار( قاهره، ١٣١١ ق)، ج ١، ص ١٣٦، ذيل ماده" ثنى".