حديث اسلامى، خاستگاه ها و سير تطور - موتسكى، هارالد - الصفحة ١٤٤ - نتيجه گيرى ها
گمان ما بر اين بود كه پسزمينههايى يافتهايم كه مؤيد اين ديدگاه است كه ارجاعهاى اصلى به عاشورا- كه در هيچ جاى قرآن به آن اشاره نشده- از تفسير عبارت «الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» برخاسته است. اين موضوع هم وجود داشت كه همراهى صيام سه روزه با ذكر عاشورا در حديث معاذ خود تفسيرى بر آيه روزه در سوره بقره است. بدينگونه، در اين روايت، اين دو نوع روزه همزمان در پيوندى ادبى و گسستى «تاريخى» با تفسير آيه ١٨٣ بقره: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» ديده مىشوند.
ظاهراً مضمون اين مطلب آن است كه اين احاديث دست كم به دو مرحله در تاريخ تفسير اسلامى، اشاره دارند. اگر چنين باشد، در نتيجه حداقل يك نمونه وجود دارد كه در آن بخشى از سنّت اسلامى از تلاشهاى مسلمانان براى نيل به فهم آيات قرآن پديد آمده است. در تفسير مرحلهاى وجود داشته كه مىتوان آن را رويكرد «تجزيهاى» ناميد. يعنى بيش از آنكه آيات ١٨٣ تا ١٨٧ سوره بقره به عنوان يك واحد نزول كه منحصراً به روزه رمضان مربوط مىشود، تلقى شوند، مجزا از يكديگر در نظر گرفته شده و تك تك عبارات نظير. «الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»، «كَما كُتِبَ» و «كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ» هر يك مستقل از بقيه بررسى مىشدند، گويى لازم بود پژوهشگران از معناى كامل هر كدام بهرهمند شوند.
اگر آن طور كه ما احتمال مىدهيم، اين احاديث بيشتر تفسيرى باشند تا «تاريخى»، آنگاه صرفاً تلاشهايى علمىاند كه براى دستيابى به اطّلاعات كاربردى درباره «آيين» تاريخى و عملى نمىتوان به آنها تكيه كرد. حال مىتوانيم از پرداختن به مسأله «وثاقت» سنّت، به معناى ارتباط ادعايى تاريخى آن با شخص پيامبر، يا با همعصرانش، يعنى صحابه، يا تابعين صرفنظر كنيم.
نقطه عزيمت بحثهايى كه تا اينجا مرور كرديم در وهله نخست آياتى از قرآن و سپس شواهد و مداركى بود كه از دوران پيامبر و معاصرانش رسيدهاند. مطمئنا شركتكنندگان در بحث ما معاصر پيامبر نبودهاند، اگر چه بىترديد «مواد خامى» كه خلاقيتشان را بر آنها اعمال كردهاند، از دوران صدر اسلام به آنها رسيده بوده