موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٤ - فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است
است. و چون جهات ربوبيه غلبه بر جهات ابليسيه دارد، در بدو فطرت انسان را نورانيت و سلامت و سعادتى است فطرى الهى؛ چنانچه در احاديث شريفه صراحتاً و در كتاب شريف الهى اشارتاً بيان آن شده[١١٤]. و تا انسان در اين عالم است با قدم اختيار مىتواند خود را در تحت تصرّف يكى از آن دو قرار دهد.
پس، اگر از اوّل فطرت تا آخر، ابليس را در آن تصرّفى نبود، انسان الهى لاهوتى است كه سر تا پايش نور و طهارت و سعادت است؛ قلبش نور حق است و جز به حق توجه نكند و قواى باطنه و ظاهرهاش نورانى و طاهر است و جز حق در آنها تصرّف نكند؛ ابليس را از آن حظّى نباشد و جنود او را در او تصرّفى نبود. و همچو موجود شريفى، طاهر مطلق و نور خالص است و ما تقدّم و ما تأخّر ذنوب او مغفور است[١١٥]، و صاحب فتح مطلق است و داراى مقام عصمت كبرا است بالاصاله، و ديگر معصومين به تبعيّت آن ذات مقدّس داراى آن مقامند. و آن حضرت داراى مقام خاتميت است، كه كمال على الاطلاق است؛ و چون اوصياء او، از طينت او منفصل و با فطرت او متّصلند، صاحب عصمت مطلقه به تبعيت او هستند و آنها را تبعيت كامله است. و امّا بعضى معصومين از انبياء و اولياء عليهم السلام صاحب عصمت مطلقه نيستند و از تصرّف شيطان خالى نمىباشند؛ چنانچه توجه آدم عليه السلام به شجره، از تصرّفات ابليس بزرگ است كه ابليس الأبالسه است؛ با آنكه آن شجره شجره بهشتى الهى بوده، با اين وصف داراى كثرت
[١١٤] - مثل آيه شريفه« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها ...».( الروم( ٣٠): ٣٠؛ و ر. ك: بحار الأنوار، ج ٣، ص ٢٧٦، و ج ٦٤، ص ١٣٠؛ التوحيد، الصدوق، ص ٣٢٨، باب ٥٣؛ و نيز: ر. ك: شرح چهل حديث( اربعين حديث)، امام خمينى قدس سره، حديث يازدهم.
[١١٥] - اشاره است به آيه شريفه« لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ».( الفتح( ٤٨): ٢)