موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٣ - فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است
ولى در اخوّت ايمانى و خلّت روحانى با احبّاء عرفانى خيانت روا ندارم و از نصيحت، كه از حقوق مؤمنين است به يكديگر، خوددارى ننمايم.
بالاترين قذارات معنويه، كه تطهير آن را با هفت دريا نتوان نمود و انبياء عظام عليهم السلام را عاجز نمود، قذارت جهل مركّب است كه منشأ داء عضال انكار مقامات اهل اللَّه و ارباب معرفت است و مبدأ سوءظن به اصحاب قلوب است.
و تا انسان به لوث اين قذارت آلوده است، قدمى به سوى معارف نخواهد برداشت؛ بلكه بسا باشد كه اين كدورت، نور فطرت را، كه چراغ راه هدايت است، خاموش كند و آتش عشق را كه براق عروج به مقامات است فرو نشاند و منطفى كند و انسان را در ارض طبيعت مخلّد نمايد.
پس، بر انسان لازم است كه با تفكّر در حال انبياء و اولياى كمّل- صلوات اللَّه عليهم- و تذكّر مقامات آنها، اين قذارت را از باطن قلب شستوشو دهد و در هر حدّى كه هست به آن حدّ قانع نشود، كه اين وقوف در حدود و قناعت از معارف از تلبيسات بزرگ ابليس و نفس امّاره است، نَعُوذُ باللَّه منهما. و چون اين رساله بر وفق ذوق عامّه نوشته مىشود از تطهيرات ثلاثه اولياء خوددارى نمودم.
والحمد للَّه.
فصل دوم در اشاره به مراتب طهور است
بدان كه انسان تا در عالم طبيعت و منزلگاه مادّه هيولانى است، در تحت تصرّفات جنود الهيه و جنود ابليسيه است. و جنود الهيه جنود رحمت و سلامت و سعادت و نور و طهارت و كمال است؛ و جنود ابليس در مقابل آنها