موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٨ - تفسير «
كه روز ظهور سلطنت الهيه و روز بُروز حقيقت دين خدا است.
تفسير «
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ~p class="KalamateKhas٢" style="color:#١FA٣EC;"~»قوله تعالى: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» بدان اى عزيز كه چون بنده سالك در طريق معرفت تمام محامد و مدايح را مختص به ذات مقدّس حق دانست و قبض و بسط وجود را از او دانست و ازمّه امور را در اول و آخر و مبدأ و منتها به يد مالكيت او دانست و توحيد ذات و افعال در قلبش تجلّى نمود، حصر عبادت و استعانت را به حق كند و جميع دار تحقّق را طوعاً و كرهاً خاضع ذات مقدّس بيند و در دار تحقّق قادرى نبيند تا اعانت را به او نسبت دهد.
و اين كه بعضى از اهل ظاهر گفتهاند[٥٧٢] حصر عبادت حقيقى است و حصر استعانت حقيقى نيست- زيرا كه استعانت به غير حق نيز مىشود و در قرآن شريف نيز فرمايد: «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى»[٥٧٣] و مىفرمايد: «اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»[٥٧٤] و نيز معلوم است بالضروره كه سيره نبىّ اكرم و ائمّه هدى عليهم السلام و اصحاب آنها و مسلمين بر استعانت از غير حق بوده در غالب امور مباحه، مثل استعانت به دابّه و خادم و زوجه و رفيق و رسول و اجير و غير ذلك- كلامى است با اسلوب اهل ظاهر. و اما كسى كه از توحيد فعلى حق تعالى اطلاع دارد و نظام وجود را صورت فاعليت حق تعالى مىبيند ولا مُؤَثِّرَ في الوُجُود را يا برهاناً يا عياناً يافته، با چشم بصيرت و قلب نورانى حصر استعانت را نيز حصر حقيقى داند و اعانت ديگر موجودات را صورت اعانت حق داند. و بنا به گفته اينها،
[٥٧٢] - ر. ك: آلاء الرحمن في تفسير القرآن، ج ١، ص ١٣١.
[٥٧٣] -« در نيكوكارى و تقوا به يكديگر يارى رسانيد».( المائدة( ٥): ٢)
[٥٧٤] -« از صبر و نماز يارى جوييد».( البقرة( ٢): ٤٥)