موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨١ - فصل سوم در بيان اركان استعاذه است
ندارد «وأَعُوذُ بِكَ مِنْك»[٤٤٢] نيز در اين مقام نيست. و چون حالت صحو و انس و رجوع رخ داد، باز استعاذه را حقيقتى باشد، لكن نه چون استعاذهاى كه سالك را است؛ و لهذا به حضرت رسول ختمى صلى الله عليه و آله نيز امر به استعاذه شده؛ چنانچه خداى تعالى فرمايد: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ»[٤٤٣] و «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ»[٤٤٤] و «وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ^ وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ»[٤٤٥].
پس، انسان در دو مقام، مستعيذ نيست: يكى قبل از سلوك؛ و آن حال احتجاب محض است كه در تحت تصرّف و سلطنت شيطان است. و يكى بعد از ختم سلوك كه فناى مطلق دست دهد، كه از مستعيذ و مستعاذ منه و مستعاذ له و استعاذه خبرى نيست. و در دو مقام، مستعيذ است: يكى حال سلوك الى اللَّه كه استعاذه كند از خارهاى طريق وصول كه قعود بر صراط مستقيم انسانيت كردند؛ چنانچه خداوند از قول شيطان حكايت فرمايد: «فَبِما أغْوَيْتَنِى لَأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»[٤٤٦]. و يكى در حال صحو و رجوع از فناى مطلق كه استعاذه كند از احتجابات تلوينيه و غير آن.
ركن دوم در «مستعاذ منه» است. و آن، ابليس لعين و شيطان رجيم است كه به
[٤٤٢] -« از تو به تو پناه مىبرم».( از دعاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در سجده. الكافي، ج ٣، ص ٣٢٤،« كتاب الصلاة»،« باب السجود و التسبيح و الدعاء فيه»، حديث ١٢)
[٤٤٣] -« بگو: پناه مىبرم به پروردگار سپيده دم».( الفلق( ١١٣): ١)
[٤٤٤] -« بگو: پناه مىبرم به پروردگار مردم».( الناس( ١١٤): ١)
[٤٤٥] -« و بگو پروردگارا! پناه مىبرم به تو از وسوسههاى شيطانها! پناه مىبرم به تو از اينكه نزد من حاضر شوند».( المؤمنون( ٢٣): ٩٧- ٩٨)
[٤٤٦] -« چون مرا گمراه كردى، بر سر راه راست تو در كمينشان خواهم نشست».( الأعراف( ٧): ١٦)