موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٠ - فصل سوم در بيان اركان استعاذه است
همه شؤون و مراتب است، به حقيقت استعاذه متلبّس نشده و لقلقه لسان او بىفائده، بلكه تثبيت و تحكيم سلطنت شيطانيه است، مگر با تفضّل و عنايت الهى. و چون به سير و سلوك الى اللَّه متلبّس گرديد و سفر روحانى را شروع نمود، تا در سير و سلوك است آنچه مانع از اين سفر و خار طريق است شيطان او است، چه از قواى روحانيه شيطانيه و يا از جنّ و انس باشد؛ زيرا كه جنّ و انس نيز اگر خار طريق و مانع سلوك الى اللَّه باشند، به دستيارى شيطان و تصرّف آن باشد؛ چنانچه خداى تعالى اشاره به آن فرموده در سوره مباركه «ناس» آنجا كه فرمايد: «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ^ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ^ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ»[٤٤٠]. و شيطان اگر جن باشد، از آيه شريفه استفاده شود كه وسواس خناس كه شيطان است جن است و انس؛ يكى بالاصاله و ديگر بالتبعيه. و اگر شيطان حقيقت ديگرى باشد شبيه به جن، از آيه شريفه معلوم شود كه اين دو نوع؛ يعنى جن و انس نيز تمثّلات شيطانيه و مظاهر آنند. و در آيه ديگر اشاره فرمايد به اين معنا آنجا كه فرمايد: «شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِ»[٤٤١]. و در اين سوره مباركه اشاره به اركان استعاذه چنانچه مذكور شد فرموده؛ چنانچه ظاهر است.
بالجمله، انسان قبل از شروع به سلوك و سير الى اللَّه، مستعيذ نيست؛ و پس از آنكه سير تمام شد و از آثار عبوديت به هيچ وجه باقى نماند و به فناى ذاتى مطلق نائل شد، از استعاذه و مستعاذ منه و مستعيذ اثرى باقى نماند و جز حق و سلطنت الهيه در قلب عارف چيزى نيست، و از قلب خود و خود نيز خبرى
[٤٤٠] -« از شر وسوسهگر نهانى( شيطان)، آن كس كه در سينههاى مردم وسوسه مىكند، چه ازجن باشد و چه از انس».( الناس( ١١٤): ٤- ٦)
[٤٤١] - الأنعام( ٦): ١١٢.