موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤ - فصل چهارم در بيان طمأنينه است
لسان و ساير اعضاء شود، با ذكر آن، همه مملكت وجود انسانى ذاكر گردد. و امّا اگر اين ذكر شريف را بىسكونت قلب و طمأنينه آن و با عجله و اضطراب و اختلال حواس گفت، از آن در قلب اثرى حاصل نشود و از حدّ زبان و گوش حيوانى ظاهرى به باطن و سمع انسانى نرسد و حقيقت آن در باطن قلب محقّق نشود و صورت كماليه قلب نگردد كه ممكن الزوال نباشد. پس، اگر اهوال و شدائدى دست دهد، خصوصاً مثل اهوال و سكرات موت و شدائد نزع روح انسانى، بهكلّى آن ذكر را فراموش كند و از صفحه دل، آن ذكر شريف محو شود، بلكه اسم حق تعالى و رسول ختمى صلى الله عليه و آله و دين شريف اسلام و كتاب مقدّس الهى و ائمّه هدى عليهم السلام و ساير معارف را كه به قلب نرسانده فراموش كند و در وقت سؤال قبر جوابى نتواند دهد؛ تلقين را نيز به حال او فائدهاى نباشد؛ زيرا كه در خود از حقيقت ربوبيت و رسالت و ديگر معارف اثرى نمىبيند؛ و آنچه به لقلقه لسان گفته بود و در قلب صورت نگرفته بود از خاطرش محو شود و او را نصيبى از شهادت به ربوبيت و رسالت و ديگر معارف نخواهد بود.
و در حديث است كه يك طايفه از امّت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را كه وارد جهنّم مىكنند، از هيبت مالك جهنّم اسم پيغمبر را فراموش مىكنند، با آنكه در همان حديث است كه آنها اهل ايمان هستند و قلوب آنها و صورتهاى آنها از نور ايمان درخشان و متلألئ است[٣٧].
جناب محدّث عظيمالشأن، مجلسى رحمه الله در مرآة العقول در شرح حديث شريف «كُنْتُ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ» فرمايد: «كسى كه چشم و گوش و ديگر اعضاى خود را در راه اطاعت حق تعالى صرف نكند، داراى چشم و گوش روحانى نشود و
[٣٧] - علم اليقين، ج ٢، ص ١٠٤٢؛ أسرار الصلاة، ملكى تبريزى، ص ١٨٩.