موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١١ - فصل چهارم در ترغيب به اخلاص است
و آنان كه در اين طايفه شيّاد و كلاهبردار نيستند و خود سالك طريق آخرت و درصدد تحصيل معارف و مقامات هستند، گاهى اتفاق افتد كه از شيطان قاطعِ طريق گول خورده مغرور شوند و معارف و مقامات را حقيقتاً عبارت از اصطلاحات علميه كه خود تراشيده يا از تراشيدن ديگران استفاده كردهاند مىدانند. اينان نيز تا آخر عمر نقد جوانى و روزگار زندگانى را صرف در تكثير اصطلاح و ضبط كتب و صحف كنند؛ مثل يك طايفه از علماء تفسير قرآن كه استفادت از قرآن را منحصر به ضبط و جمع اختلاف قراءات و معانى لغات و تصاريف كلمات و محسّنات لفظيه و معنويه و وجوه اعجاز قرآن و معانى عرفيه و اختلاف افهام ناس در آنها دانند، و از دعوات قرآن و جهات روحيه و معارف الهيّه آن بهكلّى غافلند. اينان نيز به مريضى مانند كه رجوع به طبيب نموده نسخه او را گرفته، و معالجه خود را به ضبط نسخه و حفظ آن و كيفيت تركيبات آن دانند. اينان را مرض خواهد كشت و علم به نسخه و مراجعه به طبيب براى آنها بهكلّى بىنتيجه است.
عزيزا! جميع علوم، عملى است حتى علم التوحيد را نيز اعمالى است قلبيه و قالبيه. توحيد، تفعيل است؛ و آن، كثرت را به وحدت برگرداندن است؛ و اين از اعمال روحيه و قلبيه است. تا در كثرات افعاليه واقعى و سبب حقيقى را نشناختى و ديده حقبين پيدا نكردى و خدا را در طبيعت نديدى و جهات