موسوعة الإمام الخميني 48 (آداب الصلوة( آداب نماز)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٩ - فصل چهارم در ترغيب به اخلاص است
از همه معايب محسوسه آنها پوشيده و به اصطلاحات و الفاظى بىمغز دل خوش داشتهاند.
اكنون كه كلام بدينجا رسيد، سزاوار باشد كه يكى دو حديث كه در اين موضوع وارد شده ذكر كنم؛ گرچه از رشته سخن خارج است، ولى تبرّك به كلام اهل البيت نيكو است.
عَن كتابِ الخصال لِلشيخِ الصدُوقِ رحمه الله بإسْنادِهِ إلى أبي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام، قال: «إنّ مِنَ الْعُلَماءِ مَنْ يُحِبُّ أنْ يَجْمَعَ عِلْمَهُ وَلا يُحِبُّ أنْ يُؤْخَذَ عَنْهُ: فَذاكَ في الدّرْكِ الأوَّلِ مِنَ النّارِ. وَمِنَ الْعُلَماءِ مَنْ إذا وُعِظَ أنِفَ، وَإذا وَعَظَ عَنَفَ؛ فَذاكَ فيِ الدَّرْكِ الثاني مِنَ النّار.
وَمِنَ الْعُلَماءِ مَنْ يَرى أنْ يَضَعَ الِعلْمَ عِنْدَ ذَوي الثَّرْوَةِ وَالشَّرَفِ، وَلا يَرى لَهُ في المَساكينِ وَضعاً؛ فذاكَ في الدَّرْكِ الثالِثِ مِنَ النّار. وَمِنَ العُلَماءِ مَنْ يَذْهَبُ في عِلْمِهِ مَذْهَبَ الْجَبابِرَةِ والسلاطينَ: فَإنْ رُدَّ عَلَيْهِ وَقُصِّرَ في شَىْءٍ مِنْ أمرِهِ، غَضِبَ؛ فَذَاكَ فِي الدّرْكِ الرّابِعِ مِنَ النّارِ.
وَمِنَ العُلَماءِ مَنْ يَطْلُبُ أحاديثَ اليَهُودِ وَالنَّصارى لِيُغْزِرَ بِهِ عِلْمَهُ وَيُكْثِرَ بِهِ حَدِيثَهُ؛ فَذاكَ في الدَّرْكِ الْخامِسِ مِنَ النّار. وَمِنَ العُلماءِ مَنْ يَضَعُ نَفْسَهُ لِلْفُتْيا وَيقُولُ: سَلُوني. وَلَعَلَّهُ لا يُصيبُ حْرفاً واحِداً، واللَّه لا يُحِبُ الْمُتَكَلِّفين؛ فذَاكَ في الدَّرْكِ السّادِسِ مِنَ النّارِ. وَمِنَ العُلَماءِ مَنْ يَتَّخِذُ العِلْمَ مُرُوَّةً وَعَقْلًا؛ فَذاكَ في الدَّرْكِ السابعِ مِنَ النّارِ»[٣٠٦].
[٣٠٦] -« امام صادق عليه السلام فرمود:" گروهى از علما دوست دارند دانش فراهم آورند و دوست ندارند آن را به ديگران ياد دهند؛ اين دسته در اولين طبقه زيرين جهنم مىباشند. گروهى ديگر كسانى هستند كه چون ديگران به آنها پند دهند ناراحت مىشوند و چون ديگران را پند دهند شدت و خشم نشان دهند؛ اينان در دومين طبقه آتشاند. طايفهاى ديگر كسانىاند كه علم را در اختيار اشراف و ثروتمندان قرار دهند و در ميان بينوايان جايى براى علم نمىبينند؛ اينها در طبقه سوم آتش هستند. جمعى ديگر از دانشمندان روش گردنكشان و پادشاهان را در پيش گرفتهاند: اگر جواب ردّى به آنها داده شود و يا در خدمت به آنها قصور و تقصيرى روى دهد، خشمگين مىگردند؛ اين دسته در طبقه چهارم دوزخاند. عدهاى ديگر كسانىاند كه در پى گفتار يهود و نصارا مىروند تا علم و حديث خود را با آن انبوه سازند؛ اينان در طبقه پنجم جهنماند. گروهى ديگر عالمانى هستند كه به مسند فتوا تكيه مىزنند و مىگويند:( هرچه مىخواهيد) از من بپرسيد. و چه بسا كلمهاى هم نمىفهمند- و خدا كسانى را كه ناشايسته امرى را به خود ببندند دوست ندارد- و اين گروه در طبقه ششم آتش جاى دارند. طايفهاى ديگر كسانى هستند كه علم را وسيله نخوت و فضلفروشى قرار مىدهند؛ جاى اينان در طبقه هفتم دوزخ است"».( الخصال، ص ٣٥٢، باب ٧، حديث ٣٣؛ منية المريد، ص ١٣٩)